تبلیغات
کشکول حاجی


کشکول حاجی


انتخابات ریاست جمهوری []


عباس معتقدی

حماسه ای دیگر در راه است

به نام خدا

این روزها کشور ما خود را برای حماسه ای دیگر آماده می سازد. روز 22 خرداد ماه 1388، مردم انقلابی ایران اسلامی، با حضور گسترده در پای صندوق های اخذ رأی، یک بار دیگر مشت محکم خود را بر دهان یاوه گویان و اربابان آنان یعنی آمریکا و صهیونیسم جهانی خواهند زد. آن چیزی که در این رخداد، فارغ از بحث مصداقی آن و فرد انتخاب شونده، اهمیت فراوانی دارد، حضور گسترده و همه جانبه مردم در این انتخابات است. از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون که بیش از سی انتخابات برگزار شده است، همواره تأکید حضرت امام خمینی(قدس سره) و رهبر معظم انقلاب آیة الله خامنه ای(دامت برکاته) بر حضور یک پارچه مردم پای صندوق های رأی بوده است. حضرت امام خمینی (قدس سره) و مقام معظم رهبری و بسیاری از مراجع تقلید و شخصیت های دینی همواره شرکت در انتخابات را یک تکلیف شرعی دانسته و مردم را به انجام این وظیفه شرعی سیاسی و اجتماعی دعوت کرده اند. آمریکایی ها و صهیونیست ها نیز همواره پیش از هر نوبت از انتخابات، به حضور کم رنگ ملت ایران دل بسته و حتی برخی از سیاست ها و راهبرد های آنان تحت تأثیر حضور گسترده ملت در همه عرصه های سیاسی قرار گرفته و چه بسا برای بار صدم از این ملت وفادار مأیوس شده اند و باز هم نا امید خواهند شد و خواب های آشفته آنان برای این نظام مردمی و اسلامی تعبیر نخواهد گردید.

                               به کدام نامزد رأی بدهیم؟

                                 " و چرا محسن رضایی"

موضوع دیگر ، انتخاب فرد اصلح یا صالح و شایسته ریاست جمهوری است. از نظر اسلام کسی این شایستگی را دارد که دارای خصوصیات پسندیده و شرایط لازم باشد. از جمله صفات و خصوصیاتی که بیشتر در اسلام مورد تأکید قرار گرفته است، می توان به صداقت و راستگویی اشاره نمود. در روایت آمده است که "النجاة فی الصدق" نجات انسان در راستگویی اوست. از جمله خصوصیات دیگر می توان به: اعتماد به نفسی و داشتن توانمندی لازم، شجاعت، حلم و صبوری، سابقه مثبت و درخشان، ولایت مداری، احترام به حقوق دیگران، مراعات ادب و نزاکت در سخن، دوری از مغلطه کاری و صراحت در گفتار، انصاف در داوری و مطلق ندانستن هیچ فرد یا گروهی و از همه مهمتر، داشتن برنامه ای مدون و کارشناسی شده برای اداره کشور، اشاره داشت.

با این اوصاف و ضمن احترام به همه نامزد های ریاست جمهوری، می توان اذعان نمود که صفات یاد شده و بسیاری از صفات نیکوی دیگر، به صورت آشکار تری در جناب آقای دکتر محسن رضایی، تبلور یافته و ایشان طی روز های گذشته و به ویژه در مناظره های تلویزیونی، صفات نیکو و پسندیده خود را به نمایش گذاشته و لیاقت و شایستگی خود را برای امر خطیر ریاست جمهوری، ثابت کردند. در حقیقت، سخن و کلام جناب آقای رضایی، چون از دل بر می خیزد، بر دل می نشیند. سخنان ایشان که حدود یک دهه از عمر گرانبهای خود را در سخت ترین شرایط، در کنار مجاهدان جان برکف و شهیدان جاوید انقلاب و دفاع مقدس، سپری ساخته و خود اسرار فراوانی از آن آذرخش های جاوید تاریخ در دل و سینه دارند، خاطره سخن و ندای آن شهیدان جاوید را در اذهان، زنده می سازد، سخنانی که امید را در دل زنده ساخته و هر بیننده ای را به آینده ای روشن، نوید می دهد.  



نوشته شده توسط عباس معتقدی در سه شنبه 19 خرداد 1388و ساعت 07:49 ب.ظ
ویرایش شده در سه شنبه 19 خرداد 1388 و ساعت 08:29 ب.ظ

() نظر






تسلیت ارتحال آیة الله بهجت []


مرجع عارف و فقیه بزرگ و استاد كامل اخلاق، حضرت آیة الله العظمی بهجت به ملكوت اعلی پیوست

اینك گلی دیگر از بوستان علم و دانش  در شهر علم و فقاهت از میان ما رخت بر بست و باغبان گل های محمدی را در سوگ خود نشاند.

از امروز دیگر كوچه های پیچ در پیچ و قدیمی ارگ و گذر خان قم  در انتظار مردی نخواهند بود كه ده ها سال با قدم های ملكوتی خود، آن ها را عطر آگین می ساخت. امروز جوانان و زنان و مردانی كه گاهی ساعت ها در انتظار دیدار چهره ملكوتی و نورانی آن مرد بزرگ در مسجد فاطمیه قم به انتظار می نشستند، و نیز شاگردان درس خارج فقه آن عزیز، غبار غم و اندوه در چشم و چهره دارند و سرشك غم از دیدگان جاری می سازند.

امروز آن مردی كه در این جهان به جز حق نگفت و جز به خدا نیاندیشید و به دنیا پشت كرد و بنا به فرمایش یكی از بزرگان، ثروتمند ترین مرد جهان در معنویت شد، در جوار حق جای گرفت. او همان كسی بود كه همواره خود را كوچك دانست، اما در بین مردم بزرگ، جلوه گر شد.او در همان دوران جوانی ، هنگامی كه گمشده خویش را در استاد خود مرحوم آیة الله قاضی طباطبایی مشاهده كرد، و از محضر آن عارف بزرگ بهره ها جست، در همان دوران به كیمیای معرفت دست یافت، كیمیایی كه او را از هرچیز در این جهان بی نیاز ساخت و آنی و لحظه ای به مال و مقام و آن چه بوی مادیت می داد، اندیشه ننمود. او در عمر پر بركت و گرانبهایش و در بوستان فقه جعفری و عرفان علوی، ده ها و بلكه صدها درخت علم و عرفان غرس نمود و هزاران نفر بر سر سفره اخلاق و عرفان و فقاهت وی نشستند و از خان موهبت های الهی كه دراختیارش گذاشته شده بود بهره بردند.

دیگر صدای دلنشین نمازش همراه با گریه های سوزناك او در حال قرائت سوره اعلی و توحید به گوش نمی رسد. دیگر جمال با صفای آن مردی كه همه روزه هنگام صبح، با ادب و احترام در پیشگاه بی بی فاطمه معصومه(س) حضور می یافت و در برابر آن بزرگوار زانوی ادب می زد، در صحن و سرای آن بانو، دیده نخواهد شد. اینك او رفت و ما را در غم مصیبت فقدان خود فرو برد و این ماییم كه باید راه درست و منطبق با حقیقت را در سیره و زندگانی او و اولیایش جستجو كنیم و این خلاء عمیقی را كه با فقدانش در حوزه های علمیه و جامعه شیعی رخ داده، پر نماییم.

 راهش پر رهرو و نامش پایدار باد.

خاطره ای از مرحوم آیة الله بهجت(قدس سره الشریف)

همه می دانند كه آن بزرگوار همه روزه صبح به حرم حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) مشرف می شدند و پس از عرض ادب و زیارت آن حضرت، بر تربت پاك علمای سلف فاتحه قرائت می نمودند. یك روز صبح هنگامی كه از قرائت فاتحه فارغ شده بودند، خدمت ایشان رسیدم و ضمن سلام و عرض احترام، از ایشان دعایی مجرب درخواست كردم، اما ایشان فرمودند: " من دعایی غیر مجرب سراغ ندارم و هر دعایی مجرب است و به خداوند می رسد حتی اگر بگویی ( یا الله)" . از ایشان در باره بهترین زیارت پرسیدم، ایشان پرسیدند:" زیارت مختصر یا مفصل؟ عرض كردم هر دو ! و ایشان در پاسخ فرمودند: " زیارت مختصر زیارت امین الله (زیارت دوم از زیارات مطلقه امیر المومنین(علیه السلام) و زیارت مفصل زیارت جامعه كبیره"

 عباس معتقدی

 زندگانی مرحوم آیة الله االعظمی بهجت (قدس سره الشریف)

یازده دستور العمل از آیة الله بهجت(قدس سره)

بیست و سه حكایت شنیدنی از مرحوم آیة الله العظمی بهجت(قدس سره)

آیة الله العظمی بهجت در كلام دیگران 



نوشته شده توسط عباس معتقدی در دوشنبه 28 اردیبهشت 1388و ساعت 09:35 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






شكر و سپاس دو نعمت ناشناخته در آستانه سال نو []


سال نو مبارک

شکر و سپاس دو نعمت ناشناخته در آستانه سال نو

این روزها بوی تحول و دگرگونی در طبیعت به مشام می رسد.سالی دیگر از عمر ما چون ثانیه ای گذشت و سالی نو از راه رسید. هر چند طی دو سال گذشته خداوند بر اساس حکمت خود،کمتر ما را از نعمت  بارندگی برخوردار نموده است و بر اساس آمار و ارقام اعلام شده میزان ذخایر آب ، پشت سد ها بزرگ کشور ، به مراتب کمتر از زمان مشابه در سال گذشته است، اما در عین حال با حلول بهاری دیگر باز هم چشمه ها جوشان است و شکوفه های درختان سرسبز و زیبا.

اینک ما بندگانی که هیچ گاه نتوانستیم قدر این همه نعمت های  بی پایان خداوند را که از روی لطف و عطوفت بر ما ارزانی داشته است؛بشناسیم و شکر و سپاس آن ها را به جای آوریم، باید در این حیات دوباره طبیعت زیبا، ضمن تضرع و زاری و توبه و انابه به درگاه او،  دست دعا و نیاز به سوی او دراز نماییم و افزایش نعمت های  اورا از درگاهش طلب نماییم و بر نعمت های آشکار و پنهان و ناشناخته اش ابراز سپاس کنیم. حضرت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب (علیه السلام) در باره نعمت های ناشناخته می فرمایند: "نعمتان مجهولتان، الصحة و الأمان" یعنی دو نعمت ناشناخته است: تندرستی و سلامتی و امنیت"

شما چنان چه نگاهی به دعای جوشن صغیر که پس از دعای جوشن کبیر در مفاتیح الجنان وارد شده است؛بیاندازید خواهید دید تا چه میزان ما به خداوند بدهکاریم و نتوانسته و نخواهیم توانست حق شکر نعمت های او را ادا نماییم .

حلول ربیع پیش از ربیع                                                       

ماه ربیع که در آن خورشید وجود رسول خدا و نیز ششمین ستاره آسمان امامت و ولایت، طلوع نموده است؛ حلول نمود.این ماه که به ربیع یعنی بهار شناخته می شود؛ ماهی است که در آن پس از میلاد با سعادت آخرین فرستاده خدا در روز هفدهم این ماه، برای همیشه بهار پر از خیر و برکت،بر مردم جهان حلول نمود و شکوفا ترین و زیبا ترین میراث ماندگار انبیاء سلف از سوی خداوند و به واسطه پیامبر گرانقدر اسلام و پس از چهل بهار از عمر گرانمایه آن حضرت،بر جهانیان ارزانی داشته شد. دراین بهار،نور نبوت ورسالت در وجود شخصیتی تبلور یافت که پیش از آن در همه مراحل زندگی خویش از سوی خداوند آزموده شده و در همه آزمایش ها، پیروز و سربلند بیرون آمده بود. او در دروران جاهلیت، به عنوان محمد امین شناخته شده و به راستی و امانت داری و نیکی سلوک و رفتار و گفتار،در بین مردم مکه شناخته شده بود.

همچنین در هفدهم این ماه،ششمین ستاره آسمان امامت و ولایت یعنی امام جعفر صادق در سال هشتاد و سه هجری قمری طلوع نمود و با وجود مبارک این امام همام، کمال مذهب شیعه دوازده امامی که به شیعه جعفری نیز معروف است؛ رقم خورد و بزرگترین و کامل ترین فرهنگ ناب اسلامی از زبان و بیان آن امام، در اختیار شیفتگان به دانش و آگاهی قرار گرفت. اکنون پویایی فقه و عقاید شیعه مرهون قال الباقر ها و قال الصادق هایی است که در منابع مهم روایی شیعه گردآوری شده و در دسترس عموم قرار گرفته است.

در این ماه نیز بهار هجرت شکوفه داد و در نخستین شب از این ماه پر برکت، پیامبر خدا، هجرتی را آغاز نمودند که سرآغاز تاریخ اسلام گردید و آن حضرت با این هجرت به سوی یثرب، نه تنها نام این شهر را به مدینة الرسول تغییر دادند؛ بلکه با این حرکت، مسیر و سرنوشت تاریخ بشر را به سمت و سوی ایمان به خدا و گرایش به معنویت، تغییر داده و نخستین حکومت اسلامی را در این شهر بر پا داشتند. آن حضرت پس از خروج از غار ثور،به سمت مدینه حرکت نمودند ودر روز دوازدهم ربیع1 به روستای قبا در نزدیکی مدینه رسیدند و در آن جا توقف فرمودند تا دیگر مسلمانان از جمله حضرت فاطمه زهرا( علیها السلام) به آن حضرت و همراهان ملحق شوند.در چند روزی که در این منطقه توقف داشتند، نخستین مسجد در اسلام، بنا به امر و مشارکت آن حضرت به نام «مسجد قبا» ساخته شد و اکنون نیز این مسجد به عنوان یادگار آن حضرت، مورد توجه مسلمانان و زایران، قرار دارد.

اما آن بهاری که بهاری دیگر پیش از آن حلول نموده است؛ بهار طبیعت است،که در نخستین روز از ماه فروردین، حلول خواهد نمود و در این بهار، درختان شکوفه داده،چشمه ها پر ار آب خواهد شد و بوی طراوت و تازگی و عطر باران های بهاری و گل ها و شکوفه ها، در هر کوی و برزنی، به مشام می رسد. حلول هر بهار طبیعت،سرآغاز سال جدید هجری خورشیدی اسـت که مبدأ آن، هجرت پیامبر گرانقدر اسلام( صلی الله علیه و آله و سلم) است، و در نزد فاسی زبانان، به نوروز، شناخته می شود و در لسان برخی از روایات و نزد عرب ، از آن به نیروز تعبیر می شود.

مردم ایران ، افغانستان،تاجیکستان،آذربایجان وبرخی از مناطق کشور های دیگر مانند پاکستان، عراق، چین و سایر مناطق،در روز های آغازین بهار طبیعت، آداب و رسوم و سنت هایی ویژه دارند که از جمله آنها،بر پا داشتن عید،تبریک گفتن و نیز دید و بازدید از یکدیگر است و در این روزها، صله رحم، مفهوم عملی خود را در بین مردم این مناطق باز می یابد و محبت و دوستی نزد آنان، به جایگاهی بلند صعود می نماید.از جمله سنت های دیرین مردم ایران گشت و گذر در طبیعت زیباست که در آخرین روز از تعطیلات نوروز و در روز سیزدهم فروردین، بسیار مورد توجه مردم کشورمان است.در این روز که به نام "روز طبیعت" نام گرفته است؛ سبزه زارها و زیبایی های طبیعت، مردم را به سوی خود جذب نموده و جلوه ای از شکوفایی و طراوت را به نمایش می گذارد. هرچند در برخی از کشور های منطقه نیز این سنت وجود دارد اما این جانب که چند سالی در کشور های آفریقایی از جمله سودان اقامت داشته ام، به یاد دارم که در کشور سودان نیز یک روز به نام "شمّ النسیم" یا "بوی نسیم" نام گذاری شده و در آن روز، مردم این کشور به دامان طبیعت می شتابند و از طبیعت زیبا بهره می گیرند.

در باره چرخش هر سال بر روی یکی از حیوانات،در بین مردم مناطقی از آسیا،نیز سنتی وجود دارد که برای آگاهی کاربران عزیز، به صورت اختصار، توضیحات زیر را تقدیم می داریم:

در مناطق وسیعی از آسیا و در آسیای مرکزی ،چینی ها و ترکان قدیم،نام برخی از حیوانات را بر روی ماه های دوازده گانه سال ،می نهادند و هر سال را، سمبلی از یکی از آن حیوانات می دانستند و در آغاز هر سال، آن حیوان را ذبح می نمودند. آغاز هر سال شمسی با یکی از این ماه ها همزمان می گردد که در اصطلاح ما ایرانیان،سال روی آن حیوان چرخیده است.در این جا ضمن عرض تبریک حلول دو ربیع همزمان، و آرزوی موفقیت و بهروزی برای همه ایرانیان و فارسی زبانان عزیز، به ویژه کاربران  محترم اینترنت،نام ماه های یاد شده را که در قالب دو بیت شعر است ؛جهت اطلاع شما عزیزان می آوریم .ماه های یاد شده از قرار زیر است :

  موش و بقر و پلنگ و خرگوش، شمار

  زین چهار چیز بگذرد، نهنگ آید و مار

   آنگاه اسـب و گوســفنـــد شـمار

حمدونه* و مرغ و سگ و خوک، آخرکار

 * حمدونه = میمون

با تشکر و دعای خیر - عباس معتقدی



نوشته شده توسط عباس معتقدی در سه شنبه 27 اسفند 1387و ساعت 09:53 ب.ظ
ویرایش شده در چهارشنبه 28 اسفند 1387 و ساعت 11:28 ق.ظ

() نظر






مناجات []


پروردگارا ! یک سال دیگر از عمر ما چون ثانیه ای گذشت. سالی که چون برق آمد و رفت. خدایا ! این عمر بی بازگشت ما رو به پایان است اما ما غافل از احوال خویشتنیم . خدایا ! ما بندگانت چون همیشه با تو میثاق بستیم تا در آغاز بهار طبیعت و هم زمان با خانه تکانی منزل، دل و جانمان را نیز خانه تکانی کرده و زنگار های گناه و نا فرمانی را از خانه دلمان بزداییم و آینه دلمان را از آلودگی های معصیت صیقل بخشیم و فرصت های طلایی عمرمان را غنیمت شماریم . فرصت هایی که چون ابر بهاری می گذرد و هر لحظه آن می تواند سرنوشتی ارزشمند را برایمان رقم زند .

خدایا ! باز هم پیمان شکنی کردیم و از شیطان نفس سرکش ، فرمانبری نموده و ثانیه ها و ساعات و روزها و ماه ها را مانند همیشه به آسانی از کف دادیم و اینک ، گذشته تاریک زندگی را در پیش رویمان ترسیم نموده و اشک حسرت در چشمه های دلمان می جوشد .خدایا در این لحظات پایانی سال جاری و ساعات آغازین سال نو، باز هم با تو پیمانی دوباره می بندیم تا به انسانیت و هویت واقعی خویش باز گردیم و هم زمان با بهار طبیعت و شکفتن شکوفه های بهاری ، کیمیای عشق تو را در اعماق سرزمین جانمان شکوفا ساخته و دل و جان پژمرده خویش را از زلال دریای رحمت و معرفت تو طراوت بخشیم.

خدایا! اینک پس از زمستانی سرد اما پر برکت، بهار پر نعمتت حلول نموده و چشمه های بیکران رحمتت از زمین و آسمان بر بندگان ناشایستت فزونی یافته است. خدایا ما بندگانی که عمرمان را در راه گناه و نافرمانی تو سپری نموده ایم؛ نیک می دانیم که لایق این همه نعمت و رحمت نیستیم؛ اما به لطف بی منتهای تو اطمینان داریم و اینک ما انسان های نیاز مند، در طلیعه سال نو ،  بار دیگر و در هر حال ، دست نیاز به سوی تو دراز نموده و چشم امید به رحمت بی پایان تو دوخته و از تو می خواهیم هر آنچه به مصلحت دین ودنیای ماست برایمان مقدر فرمایی واین سال را از بهترین سالهای عمر ما قرار دهی . خدایا کشور و رهبر و ارتش و ملت ما را در پناه خود محافظت فرما و شر دشمنان این سرزمین را به خودشان باز گردان و آنان را به خود مشغول ساز .

خدایا سکاندار کشتی نجات ما و بشریت ، مولا و آقایمان مهدی فاطمه و یوسف زهرا است . خدایا تا به کی انتظار ؟ خدایا ! در فرج آن عزیز دلمان ، تعجیل قرار ده و چشم و دل ما را با دیدنش روشن فرما . آمـــین



نوشته شده توسط عباس معتقدی در سه شنبه 27 اسفند 1387و ساعت 09:50 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






عاشورا []


 عاشورا

 عاشورایی دیگر  حلول کرد ودل و جانمان را در طبقی از اخلاص  وعشق و محبت گذاشته و دو دستی تقدیم صاحب این شب و روز می نماییم . امشب شیعیان و دوستداران خاندان پاک پیامبر خدا حال و هوای دیگری دارند . گویا سپاه عشاق پس از حدود  هزار و چهارصد سال رویاروی سپاه تا به دندان مسلح یزیدیان صف آرایی می کند . گویا سربازان فداکار و از جان گذشته امام برحق حسین ابن علی در انتظار نوشیدن شیرین ترین و گوارا ترین شربت یعنی شهادت در راه خدا لحظه شماری کرده و در تاریکی شب هنگامی که امام و حجت خدا بیعت را از آنان بر می دارد و از آنان می خواهد بدون شرمندگی از تاریکی شب استفاده کرده و خود را از مرگ حتمی نجات دهند ، اما آنان بر عزم راسخ خود اصرار ورزیده و بر میثاق خونین  با امام خود تأکید می ورزند .

اینک حسین عزیز فاطمه در گوشه میدان ایستاده و ندای هل من ناصر او ما را پس از چهارده قرن ، به یاری می طلبد. اینک مرد وزن و کودک و سیاه وسفید ، در بیابان کربلا ، بزرگترین حماسه جاویدان تاریخ را رقم زدند.

اینک  مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبیب بن مظاهر به دنبال وی گویا در دل و زبان حال به مسلم می گوید تو را دیگر نیازی به حنا نیست وآخرین حنای تو در کربلای حسین ، سر و رویت را خضاب خواهد کرد. و آن حنای خونی است که در اوج عشق به حسین فوران می نماید ؛ رنگ آن حنا تا روز قیامت و تا ورود به باغ های سبز و خرم بهشت باقی خواهد ماند.

اینک بریر بن خضیر ، آن پیر مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی ومزاح می پردازد کاری که هیچ گاه در عمرش نکرده  و در این باره می گوید : این نیست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است .

اینک  قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــیرین تر از شهد عسل می داند وبی باکانه به حجـــله گاه خونــین خویـــش می شتابد .

اینک طبل جنگی نابرابر بین سپاه تا دندان مسلح کفر و سپاه غریب اما استوار و پایدار حسین ، پسر پیامبر خدا ، در سرزمین کربلا نواخته می شود و از هرسو لشکر گاه وخیمه گاه سپاه اسلام مورد هجوم دیوان زمان قرار می گیرد.

اینک فریاد العطش زنان و کودکانی در این صحرای خونین به گوش می رسد که آب ، مهر مادرشان بوده و زمان ومکان با اذن الهی تحت امر پدران آنان بوده است  .

اینک حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، که باور نداشت این کوفیان یزیدی تا این اندازه روی فرعونیان را سفید کنند و در کشتن فرزند پیامبرشان گوی سبقت بربایند ؛ یک پای خود را لب بهشت وپای دیگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بیند و با  توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پیشگاه حسین (علیه السلام ) حضور می یابد و حسین که کریم فرزند کریم است او را با آغوش باز استقبال می کند  و سر انجام با خون پیشانی خویش بهشت را خریداری می کند . در گوشه میدان جنگ خون سر وپیشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمین افتاده ، اما ناگاه احســـاس آرامش و راحتی می کند ، از لابلای خاک و خونهای بسته، چشــم می گشاید و می بیند ســـر در دامان ولایت دارد. آن جاست که امام حســـین (علیه السلام ) مدال جاویدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پیشانی خونین حر می بندد . مدالی که تا روز قیامت بر پیشانی آن شهید آزاده می درخشد.

اینک علی اکبر دلاور ، جوانی که شبیه ترین مردم به پیامبر خدا و میوه دل حسین است ؛ اجازه میدان می خواهد و حسین فاطمه پس از نگاهی عمیق به چهره دلربای او ، وی را روانه میدان می کند  و پس از جنگی نمایان برای شربتی از آب نزد پدر می آید اما پدر از او تشنه تر می فرماید : به زودی به دست جد بزرگوارت سیراب خواهی شد ، و اینک علی اکبر بر اثر زخم های فراوان بی تاب بر روی اسب قرار دارد و خون بدن آن جنگجوی دلاور بر روی چشمان اسب دلمه بسته و اسب وفادار به جای باز گشت به خیمه گاه به اشتباه ، علی را به میان خیل دشمن می برد و دشمن از هر سو به علی حمله ور شده و او را با خون سر و صورت سیراب می سازد و پس از لحظاتی ، صدای اکبر جوان به امام می رسد که بابا جان من هم رفتم خدا حافظ .

اینک عباس دلاور به جای رفتن به میدان ، مشک در دست روانه فرات گردیده تا به وعده خود ، جامه عمل  بپوشاند و دل های کودکان تشنه لب  را سیراب نماید . اینک حسین  با چشم خود می بیند سرو بلند باغ ولایت و درخت تنومند امید و آرزویش یعنی عباس با وفایش با دست های جدا شده غرق در خون بر زمین  افتاده و برادر را به فریاد می طلبد.

اینک امام حسین می بیند باغ و بستان کربلاییها  خزانی زود رس نموده  و گل های بنی هاشم پر پر گردیده و مرغ جان بهشتیان ، به سوی جنات خلد ، پرواز نموده است و اوست که اکنون مرگ را تسلیم خود می داند و نه خود را تسلیم مرگ ! زیرا اوست که با آغوش باز از مرگ استقبال نموده و شهادت در راه خدا را برای خود سعادتی ابدی می داند . " إنی لا أری الموت الا سعادة و الحیوة مع الظالمین الا برما "

اینک همه کبوتران مهاجر حرم ملک و ملکوت رفتند و این حسین غریب است که در میان خیل دشمن قرار دارد.

اینک او برای وداع آخر به میان اهل حرم آمده و صدا می زند ( یا زینب یا ام کلثوم یا سکینه علیکن منی السلام. ) امام به خیمه حجت پس از خود یعنی امام سجاد می آید تا با بیمار  کربلا نیز خدا حافظی کند . امام سجاد از سر انجام کار با دشمن می پرسد وامام حسین می فرماید فرجام کار به جنگ مبدل گشت . امام اضافه می کند قصد رفتن به میدان دارد وامام سجاد می پرسد مگر یاران شما کجایند که شما به میدان می روید ؟ مگر حبیب بن مظاهر کجاست مگر زهیر و بریر و مسلم بن عوسجه کجاست ومگر ...

واینک امام حسین خبر از شهادت آنان می دهد و امام سجاد می پرسد مگر عمو هایم کجایند که شما میدان می روید و امام پاسخ می دهد شهید شدند. مگر برادرم علی اکبر و عمویم عباس چه شده که شما میدان می روید ؟ وامام پاسخ می دهد : فرزندم ! همین قدر بگویم که غیر از من و تو در این خیمه گاه مردی باقی نمانده وهمه شهید شدند.

اینک امام سجاد با شنیدن این اخبار تلخ می بیند مولایش غریب وتنهاست . می بیند فرزند نبی مصطفی و علی مرتضی و ام ابیها ، غریبانه به میدان می رود .

اینک امام سجاد  از عمه اش زینب ، شمشیر و عصا می طلبد! و عمه می پرسد شمشیر و عصا برای چه ؟ شما که بیمارید و امام سجاد می گوید مگر نمی بینی حجت و ولی خدا تنها و بی کس  مانده . می خواهم بر عصا تکیه زنم و با شمشیر از حجت الهی دفاع نمایم .

اینک حسین  ، طفل شش ماهه علی اصغر را بر دست دارد تا با او هم وداع کند اما می بیند تشنگی او را پژمرده نموده ، برای اندکی آب او را به دشمن می نمایاند ودر ضمن سخن با آنان می فرماید « اما ترونه کیف یتلظی عطشا »  ودشمن بی رحم با نوک تیر جفا برای همیشه علی اصغر را سیراب می کند و گوش تا گوش علی غرق در خون می گردد و همچون غنچه ای بر روی دست پدر پر پر می شود .

اینک  حسین ، عزیز دل علی و فاطمه و پاره تن پیامبر خدا  نیز با ایمان و نیرو و شجاعتی که از پدر و جدش به ارث برده روانه میدان می شود اما دشمن که از برق شمشیرش در هراس است به او اجازه نبرد تن به تن نمی دهد زیرا می داند خون علی در بدن اوست از این رو دست به حمله دسته جمعی می زند ! اینک تمام ایمان در برابر تمام کفر قرار دارد  ،  اینک حسین غریب و تنها  در محاصره دشمن است و هر کس با هر آن چه در دست دارد به حسین می تازد . اینک بنی امیه و بنی مروان و آل زیاد و  آزاد شدگان صدر اسلام و خوارج ، انتقام پدران و اجداد خود را که به دست امام علی و پیامبر خدا ، کشته شده اند ؛ می گیرند 

اینک دشمن از نزدیک شدن به حسین عزیز زهرا که دهها زخم در بدن دارد و از عطش جگرش می سوزد در هراس است ، می خواهد او را بیازماید کسی می گوید ای حسین در چه فکری دشمن به خیمه ها حمله ور شده است ! اما حسین بی تاب و طاقت به صورت خیز حرکت می نماید ولی نمی تواند  قدم بردارد و این جاست که پیام معروف خود را به دشمن می گوید " ویلکم یا شیعة آل ابی سفیان إن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا أحرارا فی دنیاکم " وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید دست کم در دنیا آزاده باشید .

اینک حسین نور چشم رسول خدا در گودال قلتگاه بر زمین افتاده و همه وجودش را زخم و خون فرا گرفته ناگاه احساس سنگینی بر روی سینه خود می نماید ، از لابلای خاک و خون های بسته بر سر و رویش چشم می گشاید می بیند شمر لعین بر روی سینه او  نشسته تا سر از تن ولی خدا جدا سازد . اینک سر از تن ولی حق جدا شده است ، اما سرو بلند قامت ولایت و درخت تنومند امامت در تاریخ بشریت بر انسان های آزاده سایه افکنده و خون پاک این شهید جاوید تاریخ ، درخت پژمرده دین خدا را  آبیاری کرده است . 

اینک زینب  نماز شب را در این شام سیاه  ، نشسته می خواند وامام سجاد (علیه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانید و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ایشان را شکسته است .

اینک حسین هم می رود و امام سجاد و زینب با زنان و کودکان یتیم در شام تلخ غریبان درکنار خیمه های سوخته و بدن های بی سر و قطعه قطعه ،  آن شب غم بار راسپری می سازند. و در هنگام اسارت رو به مدینه جدش می کند ومی گوید : یا جداه یا محمداه هذا حسین مرمل بالدماء مقطع الاعضاء وبتاتک سبایا ...

این کشته فتاده در هامون حسین توست        وین صید دست وپا زده در خون حسین توست



نوشته شده توسط عباس معتقدی در سه شنبه 17 دی 1387و ساعت 01:55 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






دیدگاه شخصیت های جهان در باره امام حسین(علیه السلام) []


بسمه تعالی

بدون شک حضرت امام حسین ( علیه السلام ) جزو نادر ترین شخصیت هایی است که جهان از آغاز تا کنون به خود دیده است . حماسه خونینی که آن حضرت در عاشورای سال 61 هجری در کربلا رقم زد ؛ حماسه ای جاویدان است و در صفحات تاریخ همواره چون خورشیدی می درخشد و هیچ گاه  تاریخ ، آن را به فراموشی نخواهد سپرد .  نویسندگان ، مورخان و شخصیت های سیاسی ، فرهنگی و علمی جهان در گفتار ها و نوشتار های خود از امام حسین ( علیه السلام ) به نیکی و بزرگی یاد نموده و از قیام آن حضرت تجلیل نموده اند که ما در اینجا  بخش هایی از گفتار بزرگان جهان در باره آن حضرت را جهت  استفاده خوانندگان و کاربران گرامی می آوریم ، به امید اینکه ما نیز بتوانیم آن حضرت را آن چنان که هست بشناسیم و پیرو راستین او باشیم .

مهاتما گاندی ( رهبر استقلال هند ) :

من زندگی امام حسین ، آن شهید بزرگ اسلام را بدقت خوانده ام و توجه کافی به صفحات کربلا     نموده ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد ، بایستی از سرمشق امام حسین ع پیروی کند .

محمد علی جناح ( قاعد اعظم پاکستان ) :

هیچ نمونه ای از شجاعت ، بهتر از آنکه امام حسین از لحاظ فداکاری و تهور نشان داد در عالم پیدا نمی شود . به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد پیروی نمایند .

چارلز دیکنز ( نویسنده معروف انگلیسی ) :

 اگر منظور امام حسین جنگ در راه خواسته های دنیایی بود ، من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند ؟ پس عقل چنین حکم می نماید که او فقط بخاطر اسلام ، فداکاری خویش را انجام داد .

توماس کارلایل ( فیلسوف مورخ انگلیسی ) :

بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم ، اینست که حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند . آنها با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جایی که حق با باطل روبرو می شود اهمیت ندارد و پیوزی حسین با وجود اقلیتی که داشت ، باعث شگفتی من است .

ادوارد براون ( مستشرق معروف انگلیسی ) :

آیا قلبی پیدا می شود که وقتی در باره کربلا سخن می شنود ، آغشته با حزن و الم نگردد ؟ حتی غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکی روحی را که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت انکار کنند .

فردریک جمس :

درس امام حسین و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا اصول ابدی عدالت و ترحم و محبت وجود دارد که تغییر ناپذیرند و همچنین می رساند که هر گاه کسی برای این صفات مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاری نماید ، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند .

ل . م . بوید :

در طی قرون ، افراد بشر همیشه جرات و پر دلی و عظمت روح ، بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته اند و در همینهاست که آزادی و عدالت هرگز به نیروی طلم و فساد تسلیم نمی شود . این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین . و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا می گویند شرکت کرده ام ، هر چند که 1300 سال از تاریخ آن گذشته است .

واشنگتن ایروینگ ( مورخ مشهور آمریکایی ) :

برای امام حسین ع ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن اراده یزید نجات بخشد ، لیکن مسوولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی داد که او یزید را بعنوان خلافت بشناسد . او بزودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیه آماده ساخت . در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگهای تفتیده عربستان ، (2) روح حسین فنا نا پذیر است . ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من ، ای حسین !

توماس ماساریک : ( مسیحی )

گر چه کشیشان ما هم از ذکر مصائب حضرت مسیح مردم را متاثر می سازند ، ولی آن شور و هیجانی که در پیروان حسین ع یافت می شود در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد که مصائب مسیح در برابر مصائب حسین ع مانند پرکاهی است در مقابل یک کوه عظیم پیکر.

موریس دو کبری :

در مجالس عزاداری حسین گفته می شود که حسین ، برای حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگی مقام و مرتبه اسلام ، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجراجویی یزید نرفت . پس بیایید ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده ، از زیر دستی استعمارگران خلاصی یابیم و مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح دهیم .

ماربین آلمانی ( خاور شناس ) :

حسین ع با قربانی کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود ، به دنیا درس فداکاری و جانبازی آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت . این سرباز رشید عالم اسلام به مردم نشان داد که ظلم و بیداد و ستمگری پایدار نیست و بنای ستم هر چه ظاهرا عظیم و استوار باشد ، در برابر حق و حقیقت چون پر کاهی بر باد خواهد رفت .

بنت الشاطی : ( نویسنده مسلمان )

زینب ، خواهر امام حسین بن علی ع ، لذت پیروزی را در کام ابن زیاد و بنی امیه خراب کرد و در جام پیروزی آنان قطرات زهر ریخت ، در همه حوادث سیاسی پس از عاشورا ، همچون قیام مختار و عبدالله بن زبیر و سقوط دولت امویان و بر پایی حکومت عباسیان و ریشه دواندن مذهب تشیع ، زینب قهرمان کربلا نقش بر انگیزنده داشت .

لیاقت علی خان ( نخستین نخست وزیر پاکستان ) :

این روز محرم ، برای مسلمانان سراسر جهان معنی بزرگ دارد . در این روز ، یکی از حزن آورترین و تراژدیک ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد ، شهادت حضرت امام حسین ع در عین حزن ، نشانه فتح نهایی روح واقعی اسلام بود ، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی بشمار می رفت . این درس بما می آموزد که مشکلات و خطرها هر چه باشد ، نبایستی ما پروا کنیم و از راه حق و عدالت منحرف شویم

.
فاروق احمد خان لغاری (رئیس جمهور اسبق پاكستان):

زندگانی مبارك حضرت امام حسین (ع)برای ما راه هدایت است . با پیروی از این راه، ما می‌توانیم توطئه‌های دشمنان را خنثی كنیم .


بی نظیر بوتو (نخست وزیر اسبق و فقید پاكستان):

 مسلمانان فلسطین ، كشمیر و بوسنی باید بر سیره امام حسین (ع) عمل كنند .


چوهدری الطاف حسین (استاندار ایالت پنجاب پاكستان):

 بهترین راه برگزاری عاشورا این است كه ما نقش امام حسین(ع) را بشناسیم و فلسفه شهادت را در پرتو قرآن و سنت ببینیم . ما باید در روز عاشورا پیمان ببندیم كه طبق اصول راستی ، عدل ، مساوات ، صبر ، برادری و تمیز حق از باطل ، زندگی خود را اداره كنیم .

جرج جرداق (  نویسنده ، دانشمند و ادیب مسیحی ) :

وقتی یزید ، مردم را تشویق به قتل حسین و مامور به خونریزی می کرد ، آنها می گفتند : چه مبلغ می دهی ؟ اما انصار حسین به او می گفتند : ما با تو هستیم . اگر هفتاد بار کشته شویم ، باز می خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم .

عباس محمود عقاد ( نویسنده و ادیب مصری ) :

جنبش حسین ، یکی از بی نظیرترین جنبشهای تاریخی است که تاکنون در زمینه دعوتهای دینی یا نهضتهای سیاسی پدیدار گشته است ... دولت اموی پس از این جنبش ، به قدر عمر یک انسان طبیعی دوام نکرد و از شهادت حسین تا انقراض آنان بیش از شصت و اندی سال نگذشت .

احمد محمود صبحی :

اگر چه حسین بن علی ع در میدان نظامی یا سیاسی شکست خورد ، اما تاریخ ، هرگز شکستی را سراغ ندارد که مثل خون حسین ع به نفع شکست خوردگان تمام شده باشد . خون حسین ، انقلاب پسر زبیر و خروج مختار و نهضتهای دیگر را در پی داشت ، تا آنجا که حکومت اموی ساقط شد و ندای خونخواهی حسین ، فریادی شد که آن تختها و حکومتها را به لرزه در آورد .

آنطون بارا ( مسیحی ) :

اگر حسین از آن ما بود ، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری بر پا می نمودیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرا می خواندیم .

گیبون ( مورخ انگلیسی ) :

با آنکه مدتی از واقعه کربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نیستیم ، مع ذلک مشقات و مشکلاتی که حضرت حسین ع تحمل نموده ، احساسات سنگین دل ترین خواننده را بر می انگیزد ، چندانکه یک نوع عطوفت و مهربانی به آن حضرت در خود می یابد .

نیکلسون ( خاور شناس معروف ) :

بنی امیه ، سر کش و مستبد بودند ، قوانین اسلامی را نادیده انگاشتند و مسلمین را خوار نمودند ... و چون تاریخ را بررسی کنیم ، گوید : دین بر ضد فرمانروایی تشریفاتی قیام کرد و حکومت دینی در مقابل امپراطوری ایستادگی نمود . بنابراین ، تاریخ از روی انصاف حکم می کند که خون حسین ع به گردن بنی امیه است .

سر پرسی سایکس ( خاور شناس انگلیسی ) :

حقیقتا آن شجاعت و دلاوری که این عده قلیل از خود بروز دادند ، به درجه ای بوده است که در تمام این قرون متمادی هر کسی که آن را شنید ، بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود . این یک مشت مردم دلیر غیرتمند ، مانند مدافعان ترموپیل ، نامی بلند غیر قابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند .

تا ملاس توندون ( هندو ، رئیس سابق کنگره ملی هندوستان ) :

این فداکاریهای عالی از قبیل شهادت امام حسین ع سطح بشریت را ارتقا بخشیده است و خاطره آن شایسته است همیشه باقی بماند و یاد آوری شود .

محمد زغلول پاشا ( در مصر ، در تکیه ایرانیان ) :

حسین ع در این کار ، به واجب دینی و سیاسی خود قیام کرده و اینگونه مجالس عزاداری ، روح شهامت را در مردم پرورش می دهد و مایه قوت اراده آنها در راه حق و حقیقت می گردد .

عبدالرحمن شرقاوی ( نویسنده مصری ) :

حسین ع ، شهید راه دین و آزادگی است . نه تنها شیعه باید به نام حسین ببالد ، بلکه تمام آزاد مردان دنیا به این نام شریف افتخار کنند .

طه حسین ( دانشمند و ادیب مصری ) :

حسین ع برای به دست آوردن فرصت و از سر گرفتن جهاد و دنبال کردن از جایی که پدرش رها کرده بود ، در آتش شوق می سوخت . او زبان را در باره معاویه و عمالش آزاد کرد ، تا به حدی که معاویه تهدیدش نمود . اما حسین ، حزب خود را وادار کرد که در طرفداری حق سختگیر باشند .

عبدالحمید جودة السحّار ( نویسنده مصری ) :

حسین ع نمی توانست با یزید بیعت کند و به حکومت او تن بدهد ، زیرا در آن صورت ، بر فسق و فجور ، صحه می گذاشت و ارکان ظلم و طغیان را محکم می کرد و بر فرمانروایی باطل تمکین می نمود . امام حسین به این کارها راضی نمی شد ، گر چه اهل و عیالش به اسارت افتند و خود و یارانش کشته شوند .

علامه طنطاوی ( دانشمند و فیلسوف مصری ) :

 داستان حسینی  عشق آزادگان را به فداکاری در راه خدا بر می انگیزد و استقبال مرگ را بهترین آرزوها به شمار می آورد ، چندانکه برای شتاب به قربانگاه ، بر یکدیگر پیشی جویند .

العبیدی ( مفتی موصل ) :

فاجعه کربلا در تاریخ بشر نادره ای است ، همچنان که مسببین آن نیز نادره اند ... حسین بن علی ع سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قران به زبان پیغمبر اکرم ص وظیفه خویش دید و از اقدام به آن تسامحی نورزید . هستی خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا کرد و بدین سبب نزد پروردگار ، // سرور شهیدان // محسوب شد و در تاریخ ایام ، // پیشوای اصلاح طلبان // بشمار رفت . آری ، به آنچه خواسته بود و بلکه برتر از آن ، کامیاب گردید .
 

كاپیتان هانیبلت :

آن شب (شب عاشورا) هنگامى كه آتش اردوها در اطراف او در بیابان برق مى‏زد، پیروان خویش را به اطراف خود جمع كرد و طى یك سخنرانى طولانى و قلب نواز با آنها سخن گفت و بیعت‏ خود را از آنها برداشت؛ آنها را از اتفاقات صبح فردا آگاه كرد و فرمود: یقینا قتل عام انجام خواهد شد و كسانى كه با من بمانند یقینا شهید خواهند شد . سپس عمل بسیار زیبایى انجام داد كه نشانه آگاهى كامل او از ضعف بشرى و قدرت روح  فداكارى وى و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود . تمام چراغ‏هاى اردو را خاموش كرد و سپس به پیروان خود گفت: هر كس جرات و قلب ایستادگى و شهادت را در خود نمى‏بیند، در تاریكى به طور ناشناس و بدون خجلت ‏برود. صبح روز عاشورا، در حالى كه ابرهاى ارغوانى در آسمان شرق جمع مى‏شد، تمام یاران آن شب با ایمان دور امام را گرفتند و همگى آماده مرگ و شهادت بودند.

جرح جرداق (مسیحى):

فرق على (ع) با معاویه این است كه اصحاب معاویه فریفته جاه و زر و زور، مقام و منصب بودند، ولى یاران امام على (ع) فریفته اخلاق و فضیلت و كرامت او شدند و نمونه آن در اصحاب فرزندانش پدیدار بود كه وقتى یزید مردم را تشویق به قتل امام حسین (ع) و مامور به خونریزى مى‏كرد، یاران یزید مى‏گفتند: «كم تهب لنا؛ یعنى چقدر و چه مبلغ مى‏دهى تا او را بكشیم‏» اما انصار امام حسین (ع) به او مى‏گفتند: «یا حسین نموت معك؛ ما با تو هستیم و با تو مى‏میریم .» از جمله حبیب این پیر حافظ قرآن به امام حسین (ع) در شب عاشورا گفت: اگر هفتاد بار كشته شویم، سوزانده شویم و پراكنده شویم و سپس جمع شویم و از نو زنده شویم، باز مى‏خواهیم در ركاب تو جنگ كنیم و كشته شویم .(2)

ونستان (امریكایى):

تا وقتى مسلمانان مثلث جاودانه‏اى چون: قرآن كه تلاوت شود و پیام‏هایش پیروى گردند، كعبه‏اى كه قصد شود و ایجاد همدلى و وحدت كند و حسینى كه یاد شود و از او الهام گرفته شود دارند، هیچ كس قدرت نفوذ و تسلط كامل بر آنها را نخواهد داشت.(3)

ماربین (آلمانى):

امام حسین بن على (ع) كه از دختر محبوب پیامبر (ص) فاطمه (س) متولد شد، تنها كسى است كه در چهارده قرن پیش دربرابر حكومت جور و ظلم قد علم كرد . . . موضوعى را كه نمى‏توان نادیده گرفت این است كه حسین (ع) اول شخص سیاستمدارى بود كه تا به امروز احدى چنین سیاست مؤثرى اختیار ننموده است . حسین (ع) به شعار همیشگى خود مى‏گفت: من در راه حق و حقیقت كشته مى‏شوم و دست‏ به ناحق نخواهم داد.(5)

علامه علائلى، (نویسنده مصرى):

تاریخ هر ملتى واقعا تاریخ بزرگان آن است . پس هر ملتى كه رجال بزرگ ندارد تاریخ سترگ ندارد یا اصلا تاریخش شایسته نگارش نیست؛ و ما چون حسین (ع) را میان رجال تاریخ داریم نه تنها بزرگوارى را مانند رجال تاریخى دیگر در نظر داریم، بلكه بزرگترین رجال تاریخ است كه همه را كوچك كرده و شخصیت ‏خود را سرمقاله همه آنان پدید آورده و این عجیب نیست؛ زیرا همه مردان عالم را كه تاریخ شناخته، عمر خود را در تحصیل مجد و بزرگوارى زمین صرف كرده‏اند؛ ولى حسین (ع) مجد آسمان را طلبید و جان خود را فداى آن كرد.(6)

دكتر طه حسین (مصرى):

ابن زیاد چنان مى ‏پنداشت كه با كشتن حسین (ع) فتنه را ریشه كن و شیعه را نومید خواهد ساخت و به این ترتیب آنان را وادار خواهد كرد كه دست از آرزوها بشویند و به آنچه ناچار باید به آن گردن نهند سرفرود آورند . ابن زیاد فتنه را گداخته‏ تر كرد و كار بد او كارهاى بد دیگرى را سبب شد و خون‏هاى ریخته شده و شكنجه‏ هایى كه به كودكان و زنان داده شد همه بر خلاف آن چه ابن زیاد مى ‏خواست نتیجه به بار آورد.(7)

ابن ابى الحدید معتزلى (شارح معروف نهج البلاغه) در خصوص واقعه كربلا، مى ‏نویسد :

سرور مردانى كه داراى حس امتناع بودند، آن كسى كه حمیت‏ به مردم آموخت و به آنان فهماند كه زیر سایه شمشیر مردن از پستى و مذلت ‏بهتر است، حسین بن على (ع) است . به او و یارانش پیشنهاد امان شد، ولیكن نپذیرفت و زیر بار ذلت نرفت و فرمود: آگاه باشید كه ناكس فرومایه‏اى به من اتمام حجت فرستاده و مرا میان كشته شدن و تسلیم شدن مخیر ساخته، لیكن ذلت از حضرت من دور است . نه خدا راضى است كه من ذلیل شوم نه پیامبرش و نه مردان با ایمان دنیا و نه آن دامن پاكى كه مرا پرورش داده و نه آن روح با مناعت كه من دارم . من هرگز طاعت لئیمان را بر كشته شدن به شرافت ترجیح نخواهم داد .

امام خمینی (قدس سره الشریف):

 روز مبارک سوم شعبان المعظم، روز پاسدار است، و روز تحقق پاسداری از اسلام و حقیقت از مکتب الهی، روز تولد بزرگ پاسداری که با خون خود و فرزندان و اصحابش مکتب را زنده کرد، مکتبی که می‌رفت با کج روی‌های تفالی جاهلیت و برنامه‌های حساب شده، احیای ملی گرایی عروبت با شعار «لاخبر جاء و لاحی نزل»‌ محول و نابود شود و از حکومت عدل اسلامی یک رژیم شاهنشاهی بسازد و اسلام و وحی را به انزوا بکشاند، که ناگهان شخصیت عظیم که از عصاره وحی الهی تغذیه و در خاندان سید رسل محمد مصطفی(ص) و سید اولیاء علی مرتضی تربیت و در دامن صدیقه طاهره بزرگ شده بود قیام کرد و با فداکاری بی‌نظیر و نهضت الهی خود،‌ واقعه بزرگی را به وجود آورد،‌کاخ ستمگران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید، اقتباس از کتاب پیام امام خمینی، مورخ 26/3/59
 

استاد محمدرضا حكیمی:

و عاشورا یك «ایست بزرگ» است، در برابر سیل بنیانكن جاهلیت در عصر تمدن، در برابر این سقوط‌ها و انحطاط‌ها، این الحادها و ضلالتها، این ستم‌ها و بیدادها، در برابر این بشریت فرو رفته در تباهی، و این روزگار سراسر سیاهی ، در برابر پذیرش ذلت و بندگی و وداع با عزت و آزادگی.
هنگامی كه می‌نگریم در «خطبه عاشورا» سخن از عدل می‌رود و از اینكه عدالت از میان رفته است.. می‌فهمیم كه ما نیز باید با دفاع از «عدالت» فلسفة عاشورا را زنده نگاه بداریم، و با قیام برای عدالت از عاشورا دم بزنیم و خود را وارث عاشورا بدانیم. «بخش‌هایی از كتاب قائم جاودانه»‌


دكتر علی شریعتی (ره ) :

حضرت امام حسین علیه السّلام بزرگ ترین شهید دین در تاریخ است.

شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب:

 راه حسین، راه دل است. هر چیزی را بهاری است و بهار عزای حسین عشر عاشوراست. اسم حسین و قبر حسین موجب شكستن دل است . راه حسین راه قلب، بلكه راه خداست. اگر كسی با دل متوجه حسین شود مصائب و حالاتش را به خصوص در این ایام متذكر شود، به طور حتم دلش خواهد شكست، قیمتش كم می‌شود، مگر قلب كه قیمتش علاوه می‌گردد. «بخشی از كتاب سیدالشهدا»


شهید آیت الله  مرتضی مطهری:

حسین فرزند پیغمبر است، او ایمان خود را به تعلیمات پیغمبر نشان می‌دهد. پیغمبر جلوه می‌كند، پیغمبر متجلی می‌شود،‌در وجود حسین دیده می‌شود. چطور روح بشر، این مقدار شكست ناپذیر می‌شود؟
سبحان الله، بشر به كجا می‌رسد، روح بشر چقدر شكست ناپذیر باید باشد، كه بدنش قطعه قطعه می‌شود، جوانانش جلوی چشمش قلم قلم می‌شوند، در منتهی درجه تشنه می‌شود، و حتی به آسمان كه نگاه می‌كند، به نظرش تیره و تار است، خاندانش اسیر می‌شوند، هر چه دارد از دست داده است، ولی یك چیز برای او باقی مانده و آن روحش است. هرگز روحش شكست نمی‌خورد. شما یك چنین صحنة نمایشی از فضایل انسانیت در غیر حادثه كربلا نشان دهید، تا به جای كربلا از آن حادثه یاد كنیم؟ پس چنین حادثه‌ای را باید زنده نگهداریم، «حماسه حسین،‌ ج 1، ص 169 الی 70»

شهید آیت الله سید محمد حسین بهشتی:

 دوستان حسین، هواداران حسین،‌ شیفتگان حسین،‌پیروان مكتب توحید و یكتاپرستی باید بدانند، مبارزه در زندگی امری است اجتناب‌ناپذیر، از كسالت و كاهلی و از گوشه‌نشینی بیرون بیایند. بدانند تا بشری در دنیا زندگی می‌كند باید همواره مبارزه داشته باشد،‌ شیرین ترین مبارزات، مبارزه له حق و علیه باطل است، مبارزه برای زنده نگهداشتن فكر حق،‌ مبارزه برای اجرای قانون حق «گفتار عاشورا ، ص 54»

 

بخشی از مقاله مربوط به ایام تاسوعا و عاشورا درسایت شیعه نت :

اینک حسین عزیز فاطمه در گوشه میدان ایستاده و ندای هل من ناصر او ما را پس از چهارده قرن ، به یاری می طلبد. اینک مرد و زن و کودک و سیاه و سفید ، در بیابان کربلا ، بزرگترین حماسه جاویدان تاریخ را رقم زدند.

اینک  مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبیب بن مظاهر به دنبال وی گویا در دل و زبان حال به مسلم می گوید تو را دیگر نیازی به حنا نیست و آخرین حنای تو در کربلای حسین ، سر و رویت را خضاب خواهد کرد. و آن حنای خونی است که در اوج عشق به حسین فوران می نماید ؛ رنگ آن حنا تا روز قیامت و تا ورود به باغ های سبز و خرم بهشت باقی خواهد ماند.

اینک بریر بن خضیر ، آن پیر مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی ومزاح می پردازد کاری که هیچ گاه در عمرش نکرده  و در این باره می گوید : این نیست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است .

اینک  قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــیرین تر از شهد عسل می داند و بی باکانه به حجـــله گاه خونــین خویـــش می شتابد .

اینک طبل جنگی نابرابر بین سپاه تا دندان مسلح کفر و سپاه غریب اما استوار و پایدار حسین ، پسر پیامبر خدا ، در سرزمین کربلا نواخته می شود و از هرسو لشکر گاه وخیمه گاه سپاه اسلام مورد هجوم دیوان زمان قرار می گیرد.

اینک فریاد العطش زنان و کودکانی در این صحرای خونین به گوش می رسد که آب ، مهر مادرشان بوده و زمان و مکان با اذن الهی تحت امر پدران آنان بوده است  .

اینک حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، که باور نداشت این کوفیان یزیدی تا این اندازه روی فرعونیان را سفید کنند و در کشتن فرزند پیامبرشان گوی سبقت بربایند ؛ یک پای خود را لب بهشت و پای دیگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بیند و با  توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پیشگاه حسین (علیه السلام ) حضور می یابد و حسین که کریم فرزند کریم است او را با آغوش باز استقبال می کند  و سر انجام با خون پیشانی خویش بهشت را خریداری می کند . در گوشه میدان جنگ خون سر و پیشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمین افتاده ، اما ناگاه احســـاس آرامش و راحتی می کند ، از لابلای خاک و خونهای بسته، چشــم می گشاید و می بیند ســـر در دامان ولایت دارد. آن جاست که امام حســـین (علیه السلام ) مدال جاویدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پیشانی خونین حر می بندد . مدالی که تا روز قیامت بر پیشانی آن شهید آزاده می درخشد.

اینک علی اکبر دلاور ، جوانی که شبیه ترین مردم به پیامبر خدا و میوه دل حسین است ؛ اجازه میدان می خواهد و حسین فاطمه پس از نگاهی عمیق به چهره دلربای او ، وی را روانه میدان می کند  و پس از جنگی نمایان برای شربتی از آب نزد پدر می آید اما پدر از او تشنه تر می فرماید : به زودی به دست جد بزرگوارت سیراب خواهی شد ، و اینک علی اکبر بر اثر زخم های فراوان بی تاب بر روی اسب قرار دارد و خون بدن آن جنگجوی دلاور بر روی چشمان اسب دلمه بسته و اسب وفادار به جای باز گشت به خیمه گاه به اشتباه ، علی را به میان خیل دشمن می برد و دشمن از هر سو به علی حمله ور شده و او را با خون سر و صورت سیراب می سازد و پس از لحظاتی ، صدای اکبر جوان به امام می رسد که بابا جان من هم رفتم خدا حافظ .

اینک عباس دلاور به جای رفتن به میدان ، مشک در دست روانه فرات گردیده تا به وعده خود ، جامه عمل  بپوشاند و دل های کودکان تشنه لب  را سیراب نماید . اینک حسین  با چشم خود می بیند سرو بلند باغ ولایت و درخت تنومند امید و آرزویش یعنی عباس با وفایش با دست های جدا شده غرق در خون بر زمین  افتاده و برادر را به فریاد می طلبد.

اینک امام حسین می بیند باغ و بستان کربلاییها  خزانی زود رس نموده  و گل های بنی هاشم پر پر گردیده و مرغ جان بهشتیان ، به سوی جنات خلد ، پرواز نموده است و اوست که اکنون مرگ را تسلیم خود می داند و نه خود را تسلیم مرگ ! زیرا اوست که با آغوش باز از مرگ استقبال نموده و شهادت در راه خدا را برای خود سعادتی ابدی می داند . " إنی لا أری الموت الا سعادة و الحیوة مع الظالمین الا برما "

اینک همه کبوتران مهاجر حرم ملک و ملکوت رفتند و این حسین غریب است که در میان خیل دشمن قرار دارد.

اینک او برای وداع آخر به میان اهل حرم آمده و صدا می زند ( یا زینب یا ام کلثوم یا سکینه علیکن منی السلام. ) امام به خیمه حجت پس از خود یعنی امام سجاد می آید تا با بیمار  کربلا نیز خدا حافظی کند . امام سجاد از سر انجام کار با دشمن می پرسد وامام حسین می فرماید فرجام کار به جنگ مبدل گشت . امام اضافه می کند قصد رفتن به میدان دارد وامام سجاد می پرسد مگر یاران شما کجایند که شما به میدان می روید ؟ مگر حبیب بن مظاهر کجاست مگر زهیر و بریر و مسلم بن عوسجه کجاست ومگر ...

واینک امام حسین خبر از شهادت آنان می دهد و امام سجاد می پرسد مگر عمو هایم کجایند که شما میدان می روید و امام پاسخ می دهد شهید شدند. مگر برادرم علی اکبر و عمویم عباس چه شده که شما میدان می روید ؟ وامام پاسخ می دهد : فرزندم ! همین قدر بگویم که غیر از من و تو در این خیمه گاه مردی باقی نمانده وهمه شهید شدند.

اینک امام سجاد با شنیدن این اخبار تلخ می بیند مولایش غریب وتنهاست . می بیند فرزند نبی مصطفی و علی مرتضی و ام ابیها ، غریبانه به میدان می رود .

اینک امام سجاد  از عمه اش زینب ، شمشیر و عصا می طلبد! و عمه می پرسد شمشیر و عصا برای چه ؟ شما که بیمارید و امام سجاد می گوید مگر نمی بینی حجت و ولی خدا تنها و بی کس  مانده . می خواهم بر عصا تکیه زنم و با شمشیر از حجت الهی دفاع نمایم .

اینک حسین  ، طفل شش ماهه علی اصغر را بر دست دارد تا با او هم وداع کند اما می بیند تشنگی او را پژمرده نموده ، برای اندکی آب او را به دشمن می نمایاند ودر ضمن سخن با آنان می فرماید « اما ترونه کیف یتلظی عطشا »  ودشمن بی رحم با نوک تیر جفا برای همیشه علی اصغر را سیراب می کند و گوش تا گوش علی غرق در خون می گردد و همچون غنچه ای بر روی دست پدر پر پر می شود .

اینک  حسین ، عزیز دل علی و فاطمه و پاره تن پیامبر خدا  نیز با ایمان و نیرو و شجاعتی که از پدر و جدش به ارث برده روانه میدان می شود اما دشمن که از برق شمشیرش در هراس است به او اجازه نبرد تن به تن نمی دهد زیرا می داند خون علی در بدن اوست از این رو دست به حمله دسته جمعی می زند ! اینک تمام ایمان در برابر تمام کفر قرار دارد  ،  اینک حسین غریب و تنها  در محاصره دشمن است و هر کس با هر آن چه در دست دارد به حسین می تازد . اینک بنی امیه و بنی مروان و آل زیاد و  آزاد شدگان صدر اسلام و خوارج ، انتقام پدران و اجداد خود را که به دست امام علی و پیامبر خدا ، کشته شده اند ؛ می گیرند 

اینک دشمن از نزدیک شدن به حسین عزیز زهرا که دهها زخم در بدن دارد و از عطش جگرش می سوزد در هراس است ، می خواهد او را بیازماید کسی می گوید ای حسین در چه فکری دشمن به خیمه ها حمله ور شده است ! اما حسین بی تاب و طاقت به صورت خیز حرکت می نماید ولی نمی تواند  قدم بردارد و این جاست که پیام معروف خود را به دشمن می گوید " ویلکم یا شیعة آل ابی سفیان إن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا أحرارا فی دنیاکم " وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید دست کم در دنیا آزاده باشید .

اینک حسین نور چشم رسول خدا در گودال قلتگاه بر زمین افتاده و همه وجودش را زخم و خون فرا گرفته ناگاه احساس سنگینی بر روی سینه خود می نماید ، از لابلای خاک و خون های بسته بر سر و رویش چشم می گشاید می بیند شمر لعین بر روی سینه او  نشسته تا سر از تن ولی خدا جدا سازد . اینک سر از تن ولی حق جدا شده است ، اما سرو بلند قامت ولایت و درخت تنومند امامت در تاریخ بشریت بر انسان های آزاده سایه افکنده و خون پاک این شهید جاوید تاریخ ، درخت پژمرده دین خدا را  آبیاری کرده است . 

اینک زینب  نماز شب را در این شام سیاه  ، نشسته می خواند وامام سجاد (علیه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانید و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ایشان را شکسته است .

اینک حسین هم می رود و امام سجاد و زینب با زنان و کودکان یتیم در شام تلخ غریبان درکنار خیمه های سوخته و بدن های بی سر و قطعه قطعه ،  آن شب غم بار راسپری می سازند. و در هنگام اسارت رو به مدینه جدش می کند ومی گوید : یا جداه یا محمداه هذا حسین مرمل بالدماء مقطع الاعضاء وبتاتک سبایا ...

این کشته فتاده در هامون حسین توست                 وین صید دست وپا زده در خون حسین توست

بخشی از مقاله در باره سالروز زلزله بم و یادی از حماسه عاشورا در سایت شیعه نت :

روزی مانند روز حسین فاطمه وپسر پیامبرخدا وزاده علی مرتضی ، نبود. آنجا مرگ سراغ حسین ویارانش نیامد و این سپاه عشاق بودند که متهورانه به پیشباز مرگ شتافتند بلکه بر مرگ خندیدند. درعاشورای کربلا نه تنها عزراییل ومیکاییل وجبراییل واسرافیل که تمام فرشتگان و جن وانس مبهوت وشگفت زده از آن حماسه خونین شدند، آنجا که مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبیب بن مظاهر به دنبال وی گویا در دل و زبان حال به مسلم می گوید تو را دیگر نیازی به حنا نیست و آخرین حنای تو در کربلای حسین ، سر ورویت را خضاب خواهد کرد. وآن حنای خونی است که در اوج عشق به حسین فوران می نماید؛ رنگ آن حنا تا روز قیامت و تا ورود به باغ های سبز وخرم بهشت باقی خواهد ماند . و  آنجا که بریر بن خضیر آن پیر مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی و مزاح می پردازد کاری که هیچ گاه در عمرش نکرده  ودر این باره می گوید : این نیست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است . وآن جا که قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــیرین تر از شهد عسل می داند و بی باکانه به حجـــله گاه خونــین خویـــش می شتابد. و آن جا که حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، یک پای خود را لب بهشت وپای دیگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بیند وناگاه بهشت را با توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پیشگاه حسین (علیه السلام) و سر انجام با خون پیشانی خویش خریداری می کند.در گوشه میدان جنگ خون سر و پیشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمین افتاده ، احســـاس راحتی می نماید از لابلای خونهای بسته، چشــم می گشاید ، می بیند ســـر در دامان ولایت دارد. آن جاست که امام حســـین (علیه السلام ) مدال جاویدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پیشانی خونین حر می بندد. مدالی که تا روز قیامت بر پیشانی آن شهید آزاده می درخشد. آن جاست که مرد وزن و کودک و سیاه و سفید ، بزرگترین حماسه جاویدان تاریخ را رقم زدند. اما این امام سجاد و زینب وکودکان هستند که در شام تلخ غریبان در کنار خیمه های سوخته ودر جوار اجساد قطعه قطعه شهیدان ، آن شب غم بار را سپری می سازند. این زینب است که نماز شب را نشسته می خواند و امام سجاد (علیه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانید و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ایشان را شکسته است .

تنها اینان، باز مانده آن کبـــوتران خونین بال مهـــاجر نیســـتند و این ما نیز باز مانده عاشورا و تمام مصیبتهای تاریخ پر فراز و نشـــیب اسلامیم و باید همچـــون زینب وامام سجاد (علیهما السلام) و فرزندان ولایت ، پیام آن حماسه سازان را به نسل های آینده برسانیم.خود ، حسینی شویم و در مدرسه عشق وشجاعت و آزادگی حسینی ، درس بخوانیم و تاریخ سراسر افتخاری را رقم زنیم. انشاءالله. 


منابع :  نقل از کتاب درسی که حسین به انسانها آموخت // شهید هاشمی نژاد ص447 ، رهبر آزادگان و منابع دیگر //. البته امام حسین ع در صحرای کربلا شهید شد ، نه ریگزارهای عربستان ! ممکن است نویسنده فوق عراق را که یک کشور عربی است بدین رو عربستان نامیده است. // رهبر آزادگان ص67 و فرهنگ عاشورا جواد محدثی// نور  دانش، سال 2، شماره 3، ص‏6  //حسین پیشواى انسانها، م . اكبرزاده // زندگانى امیرالمؤمنین على (ع)، عماد زاده //  الامام الحسین ابوالشهداء، عباس محمود عقاد، ترجمه محمد كاظم معزى // على (ع) و دو فرزند بزرگوارش، طه حسین، ترجمه احمد آرام، ج‏2 // واقعه كربلا، عباس محمود عقاد، ترجمه مسعود انصارى  // سلسله سخنرانى 79- 1378، محمد رضا سنگرى

منابع اینترنتی :

http://www.tebyan.net

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8511080109

http://shia12.net/fa/imam%20hosein.asp



نوشته شده توسط عباس معتقدی در یکشنبه 15 دی 1387و ساعت 12:31 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






محرم []


محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر    

باز این چه شورش است که در خلق عالم است        

             باز این چه نوحـه وچـه عـــزا و چـه ماتــم اسـت      

این روز ها و شبها همه شیعیان ودوست داران عترت پاک وخاندان آخرین وبزرگ ترین فرستاده الهی ، حال وهوای دیگری دارند. گویا دل وجان آنان بر بال ملایک در آسمان ولایت به پرواز در آمده باشد.

گویا عشق به عترت در دل آنان آشیانه کرده و بذر محبت اهل بیت در سرزمین جان آنان جوانه زده است.

گویا آیه مودت آنان را به سوی چشمه های جوشان وزلال عترت رهنمون گردیده و آنان را برقله های رفیع محبت و دوستی آل محمد ، به پرواز در آورده است.

گویا در دریای طوفانی و پر طلاطم وخروشان که بیشتر انسانها را در گرداب های سهمگین انداخته و آنان در کام امواج خروشان این دریای آشفته وطوفانی فرو رفته، اما شیعیان و دوست داران خاندان پیامبر اسلام (ص ) بنا به تعالیم ناب آن حضرت ،در کشتی نجات امت سوار شده و از هلاکت و نابودی حتمی رهایی یافته اند.

اینک محرمی دیگر حلول کرد و دل و جانمان را در طبقی از اخلاص  وعشق و محبت گذاشته و دو دستی تقدیم صاحب این شبها و روزها می نماییم .

ماه محرم یاد آور خاطره تلخ شهادت امام حسین و یاران آن حضرت در عاشورای سال 61 هجری فرا رسید و شیعیان و گروه هایی از سایر مسلمانان و حتی غیر مسلمانان به یاد این حادثه دردناک تاریخ ، هر ساله درسوگ می نشینند و با مراسم مختلف این روزها را گرامی می دارند. اجرای برنامه های گوناگون در این روزها و شبها نشانه محبت و عشق و علاقه به خاندان پاک پیامبر خدا ( علیهم السلام ) است که در قرآن کریم از آن به عنوان مودت تعبیر شده و مسلمانان می بایست به پاس زحمت ها و خون دلهایی که پیامبر خدا برای هدایت آنان متحمل شده است به اهل بیت آن حضرت اظهار محبت و دوستی نمایند . هر چند ممکن است برخی از مخالفان بگویند محبت امری قلبی است اما شیعیان معتقدند که محبت باید علاوه بر دل ، در عمل انسان نیز متبلور گردد ، از این رو برگزاری مراسم گوناگون در غم و شادی اهل بیت (علیهم السلام ) ، ابراز محبت و دوستی به آنان و به نوعی تعظیم شعائر اسلامی به شمار می رود .

آن چه که در این مراسم اهمیت دارد زنده نگه داشتن و انتقال پیام هایی است که از این نهضت خونین به یادگار مانده است ، یعنی همان فلسفه قیام و اهدافی که امام حسین (علیه السلام ) برای آن قیام نموده اند . در حقیقت انگیزه برگزاری مراسم سوگواری در این روزها و شبها که از دیرباز در بین شیعیان به عنوان سنتی مقدس مورد توجه بوده است ؛ شناخت بیشتر ابعاد قیام عاشورا و آموختن حقیقت اسلام و مذهب اهل بیت (علیه السلام ) بوده است و در این مراسم علاوه بر اجرای برنامه های گوناگون عزاداری و نوحه خوانی ،   لازم است عزاداران گرامی به شناخت ابعاد شخصیت ابا عبد الله الحسین ( علیه السلام ) و شرح آن نهضت و پیام های آن که از سوی سخنرانان مطرح می شود بیشتر توجه کرده و به آن چه آن حضرت به خاطر آن  جانفشانی کرده اند در زندگی خود جامه عمل بپوشانند . به عنوان نمونه یکی از یاران آن حضرت در بحبوحه  جنگ و نبرد در ظهر روز عاشورا خبر حلول ظهر را به امام می رساند و امام بدون درنگ با برخی از یاران به نماز می ایستند و نماز ظهر را اقامه می نمایند ؛ زیرا نماز ستون دین است  و قیام آن حضرت در واقع برای حفظ پایه های دین خدا بوده است . همچنین آن حضرت در برخی از کلمات و سخنان خود می فرماید : " ... إنی أحب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر ... " و نیز می فرماید : ( ... و انی لم أخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما بل انما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدی و أرید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیرة جدی و أبی علی إبن ابی طالب ، فمن قبلنی بقبول الحق فالله أولی بالحق و من رد علی هذا أصبر حتی یقضی الله بینی و بین القوم و هو خیر الحاکمین ...  )   آن حضرت ضمن بیان اهمیت امر به معروف و نهی از منکر می فرماید که برای گردنکشی و طغیان و ظلم و افساد در جامعه قیام نکرده است ، بلکه هدف آن حضرت اصلاح امت جد بزرگوارش بوده و به قصد امر به معروف و نهی از منکر قیام نموده است و در واقع امام حسین (علیه السلام ) شهید راه امر به معروف و نهی از منکر است . بر این اساس موضوع امر به معروف و نهی از منکر که از فروع مقدس دین می باشد می بایست مورد توجه پیروان آن حضرت باشد ، به ویژه که در سال های اخیر تهاجم گسترده فرهنگی غرب علیه اسلام در کشور های اسلامی وظیفه شیعیان و عموم مسلمانان را دوچندان نموده است .

 نکته ای که لازم است مورد توجه همگان قرار گیرد دقت در بیان تاریخ کربلا است بنا بر این ، هم مداحان و هم اهل خطابه و منبر می بایست از منابع صحیح تاریخی در بیان و نقل تاریخ این حادثه بهره جسته و به ویژه در بیان و ذکر مصیبت های عاشورا از مقاتلی که از صحت و دقت در نقل جریان های کربلا برخوردارند استفاده نمایند و از استفاده از منابع ضعیف و نادرست و نیز اشعار نامناسب با فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام ) خودداری نموده و از تحریف این حادثه ماندگار تاریخ و ایجاد بدعت در آن پیشگیری نمایند . علاوه بر لزوم دقت در محتوای مراسم ، لازم است در سبک و شیوه این عزاداری ها  از اموری که باعث وهن مذهب شیعه و دادن بهانه به دست مخالفان می گردد ، خودداری نمایند ، و توصیه های برخی از مراجع تقلید مانند حضرت آیة الله مکارم شیرازی و نیز رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیةالله خامنه ای را در هرچه بهتر برگزار شدن این مراسم جدی گرفته و آن ها را نصب العین خود قرار دهند .  در هر صورت افراط و تفریط در التزام عملی به مفاهیم دینی از نظر اسلام قابل پذیرش نیست و حفظ اعتدال در هر یک از برنامه های دینی ، از جمله وظایف فرد فرد مسلمانان و شیعیان است . امید واریم  همه ما از پیروان راستین اهل بیت ( علیهم السلام ) باشیم و پس از شناخت کامل آن نور های الهی که همچون ستارگانی فرا راه ما قرار گرفته اند راه راست و پسندیده را در زندگی خود بیابیم و از آن نمونه های انسان کامل ، الگو بگیریم .   



نوشته شده توسط عباس معتقدی در یکشنبه 15 دی 1387و ساعت 12:29 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






سایت شیعه نت []


بسمه تعالی

با سلام خدمت همه کاربران اینترنت به اطلاع می رساند

 که سایت جدید شیعه نت با مطالبی متنوع  و درج برخی

 از مطالب این وبلاگ در آن در خدمت همه حق جویان و

 علاقمندان به شناخت هر چه بیشتر مذهب اهل بیت می

 باشد، خواهشمند است ما را از نظرات ارزشمندتان بهره

 مند سازید.

www.shia12.net



نوشته شده توسط عباس معتقدی در جمعه 22 آذر 1387و ساعت 02:44 ب.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






وبلاگ من

  ๐ وبلاگ من
  ๐
ایمیل من
    

[yahoo]


بایگانی

 نویسندگان

عباس معتقدی (60)


موضوعات

عمومی (35)
جمع غیبی (1)
مناجات (1)
مناسبتها (12)


 آرشیو

خرداد 1388 (1)
اردیبهشت 1388 (1)
اسفند 1387 (2)
دی 1387 (3)
آذر 1387 (1)
آبان 1387 (3)
خرداد 1387 (2)
دی 1386 (1)
آبان 1386 (3)
مرداد 1386 (1)
خرداد 1386 (1)
بهمن 1385 (2)
آذر 1385 (2)
آبان 1385 (1)
مهر 1385 (2)
شهریور 1385 (1)
خرداد 1385 (1)
فروردین 1385 (2)
اسفند 1384 (2)
بهمن 1384 (1)


صفحات

1 2 3 4 5 6 7 ...





لینكستان

 ◊ بلاغ

 ◊ شارح





لینكدونی

همسفر مهتاب (-)
مقالات و تحقیقات مجید (-)
حضرت امام خمینی (قدس سره ) (-)
شهید آوینی (-)
پایگاه امام علی (علیه السلام ) (-)
سایت حضرت معصومه (علیها السلام ) (-)
حضرت آیت الله خامنه ای (دام ظله ) (-)
مسجد مقدس جمکران (-)
ابا صالح (-)
جنگ هفتاد ودو ملت (-)
چلوکباب (-)
لینکدونی (-)
دل ویرانه (-)
شیعه چه می گوید (-)
جوک ولطیفه (-)
بهارستان (-)
الشیعة والتهم (-)
درد دل های یک روحانی (-)
حجةالاسلام جواد محدثی (-)
موسوی لاری (-)
کشکول (-)
آرشیو لینكدونی




جستجو

جستجو در بلاگ






خبرنامه






نظر سنجی

نظر شما در باره این وبلاگ چیست ؟



















آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایجاد صفحه : -





قالب توسط :صابر كردستانچی