تبلیغات
کشکول حاجی
کشکول حاجی
پنجشنبه 24 شهریور 1390

معجزه قرآن كریم در باره فرعون مصر

پنجشنبه 24 شهریور 1390

نوع مطلب :
نویسنده :عباس معتقدی


هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایش‌ها و تحقیقات به فرانسه منتقل شود.

هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست، بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.

پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان‌شناس به همراه بهترین جراحان و کالبدشکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.

رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد را داشتند او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.

تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب، نتایج نهایی ظاهر شد؛ بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده‌اند. اما مسئله‌ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالم‌تر از سایر اجساد باقی مانده، درحالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است.

ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.

 

 

در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است.

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898میلادی كشف شده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟

چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟

موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر می‌‌کرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی‌که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمی‌آورد و با خود می‌گفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟

و آیا ممکن است که حضرت محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟

او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.

پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم گرفت به کشورهای اسلامی سفر كند تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل نماید.

 

یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:

{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]

ما امروز پیكرت را [از آب‏] نجات می‌دهیم تا عبرت آیندگان شوى، و همانا بسیارى ازمردم از آیت‏هاى ما بى‏خبرند
این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: "من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم."

موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.

و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید).

حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتاب "قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید" بود .


تصویر منتسب به فرعون زمان حضرت موسی علیه‌السلام

با این توضیح همه ما به حكمت های الهی پی می بریم كه چنان چه

او اراده كند، حتی جنازه مومیایی شده فرعون هم می تواند زمینه

هدایت انسانی را فراهم كند. جنازه فرعون اكنون و پس از گذشت

قرن ها، عبرتی برای همه حاكمانی است كه در گوشه و كنار این

 كره خاكی  چون فرعون و با زبان حال فریاد " أنا ربكم الأعلی" 

سر داده و همچون فرعون كه " علی فی الارض " آنان نیز

با علو و طغیان در زمین،سایر انسان ها را به استضعاف می كشند.

آیا حاكمان فعلی در كره زمین از این واقعیت عبرت خواهند گرفت؟

و یا این كه از این عبرت كده غفلت خواهند نمود؟

زیرا عبرت ها بسیار و عبرت گرفتن اندك است! 

در روایت وارد شده است كه:

" إنّ أبلغ العظات، النظر إلی مصارع الأموات و مصائر الآباء" 

 یعنی رسا ترین موعظه ها، نگاه كردن به گورهای مردگان

و سرنوشت پدران است!

منبع:

 

http://shia12.org/fa/feraun.asp 





پنجشنبه 9 تیر 1390

امین قریش در كوه حراء

پنجشنبه 9 تیر 1390

نوع مطلب :
نویسنده :عباس معتقدی

امین قریش در كوه حراء

كوه حراء در شمال«مكه»قرار دارد به فاصله نیم ساعت مى‏توان به قله آن صعود نمود. ظاهر این كوه را تخته سنگهاى سیاهى تشكیل مى‏دهد و كوچكترین آثار حیات در آن دیده نمى‏شود و در نقطه شمالى آن، غارى واقع شده است كه انسان پس از عبور از میان سنگها مى‏تواند به آن برسد، ارتفاع آن به قدر یك قامت انسان است قسمتى از داخل غار با نور خورشید روشن مى‏شود، و قسمتهاى دیگر آن در تاریكى دائمى فرو رفته است.ولى همین غار، از آشناى صمیمى خود، شاهد حوادثى است، كه امروز هم مردم به عشق استماع این حوادث از زبان حال آن غار، به سوى او مى‏شتابند و با تحمل رنجهاى فراوان، خود را به آستانه آن مى‏رسانند، كه از آن، سر گذشت«وحى»و قسمتى از زندگى آن رهبر بزرگ جهان بشریت را استفسار كنند، و آن نیز با زبان حال خود مى‏گوید: این نقطه عبادتگاه«عزیز قریش»است و او شبها و روزها پیش از آن كه به مقام رسالت برسد، در اینجا بسر مى‏برد، وى این نقطه دور از غوغا را به منظور عبادت و پرستش انتخاب كرده بود، تمام ماه رمضان را در این نقطه مى‏گذارند، و در غیر این ماه نیز گاهى به آنجا پناه مى‏برد. همسر عزیز او مى‏دانست كه هر موقع عزیز قریش به خانه نیاید به طور قطع در كوه«حراء»مشغول عبادت است و هر موقع كسانى را دنبال او مى‏فرستاد او را در آن نقطه در حالت تفكر و عبادت پیدا مى‏نمودند.

او پیش از آنكه به مقام نبوت برسد، درباره دو موضوع بیشتر فكر مى‏كرد: اول: اوراق و صفحات كتاب هستى را بررسى مى‏نمود و در سیماى هر موجودى نور خدا، قدرت خدا و صنع خدا را مشاهده مى‏كرد. او روز به روز با مطالعات عمیق در آسمانها و ستارگان، و تدبر در مخلوقات زمینى به هدف نزدیكتر مى‏شد.دوم: درباره وظیفه سنگینى كه مى‏دانست بعهده خواهد گرفت، فكر مى‏كرد. اصلاح جامعه انسانى آن روز با آن فساد و انحطاط در نظر او كار محالى نبود، ولى اجراى برنامه اصلاحى خالى از رنج و مشقت نیز نبود، از این لحاظ غوغاى زندگى مكیان، و عیاشى«قریش»را مى‏دید، و در نحوه اصلاح آنان در فكر فرو مى‏رفت.از عبادت كردن و خضوع مردم در برابر بتان بى روح و بى اراده، انگشت تعجب به دندان مى‏گرفت و آثار ناراحتى در چهره او نمایان مى‏شد، ولى از آنجا كه مأمور به بازگویى حقایق نبود از گفتن آنها خوددارى مى‏فرمود.

آغاز وحى

فرشته‏اى از طرف خدا مأمور شد آیاتى چند به عنوان طلیعه و آغاز كتاب هدایت و سعادت براى«امین قریش»بخواند تا او را به كسوت نبوت مفتخر سازد، آن فرشته، همان(جبرئیل)و آن روز همان روز«مبعث»بود و در آینده درباره تعیین این روز گفتگو خواهیم كرد.جاى شك نیست كه روبرو شدن با فرشته آمادگى خاصى مى‏خواهد. تا روح شخصى بزرگ و نیرومند نباشد تاب تحمل بار نبوت و ملاقات فرشته را نخواهد داشت. «امین قریش»این آمادگى را به وسیله عبادتهاى طولانى، تفكرهاى ممتد و عنایات الهى بدست آورده بود و به نقل بسیارى از سیره نویسان پیش از روز بعثت خوابها و رؤیاهایى مى‏دید كه مانند روز روشن داراى واقعیت بود. پس از مدتى لذت بخش‏ترین ساعات براى او ساعت خلوت و عبادت در حال تنهایى بود. او به همین حال بسر مى‏برد، تا اینكه در روز مخصوصى فرشته‏اى لوحى در برابر او قرار داد و به او گفت«بخوان» و او از آنجا كه امى و درس نخوانده بود، پاسخ داد كه من توانایى خواندن ندارم، جبرئیل او را سخت فشرد سپس در خواست خواندن كرد، و همان جواب را شنید، فرشته نیز او را سخت فشار داد، این عمل سه بار تكرار شد و پس از فشار سوم ناگهان در خود احساس كرد مى‏تواند لوحى كه در دست فرشته است، بخواند و این آیات را كه در حقیقت دیباچه كتاب سعادت بشر بشمار مى‏رود، خواند: «بخوان بنام پروردگارت كه موجودات را آفرید، كسى كه انسان را از خون بسته خلق كرد، بخوان و پروردگار تو گرامى است آنكه قلم را تعلیم داد و به آدمى آنچه را كه نمى‏دانست آموخت.»

جبرئیل مأموریت خود را انجام داد و پیامبر نیز پس از نزول وحى از كوه«حراء»پایین آمد، و به سوى خانه«خدیجه»رهسپار شد. آیات فوق برنامه اجمالى رسول اكرم را روشن مى‏كند، و به طور آشكار مى‏رساند كه اساس آیین او را قرائت و خواندن، علم و دانش و به كار بردن قلم تشكیل مى‏دهد.

بر اساس روایات فراوان منقول از طرق عامه و خاصه، امیر مؤمنان اولین مرد و حضرت خدیجه اولین زنى بود كه ایمان و وفادارى خود را نسبت به رسول خدا(ص) اعلام كردند.

دعوت عمومى‏

سه سال از آغاز بعثت گذشته بود، كه پیامبر اكرم پس از دعوت خویشاوندان دست به دعوت عمومى زد، وى در مدت سه سال با تماسهاى خصوصى، گروهى را به آیین اسلام هدایت كرده بود ولى این بار با صداى رسا، عموم مردم را به آیین یكتا پرستى دعوت نمود. روزى در«صفا»روى سنگ بلندى قرار گرفت، و با صدایى بلند گفت: یا صباحاه(عرب این كلمه را بجاى زنگ خطر به كار مى‏برد و گزارشهاى وحشت آمیز را نوعا با این كلمه آغاز مى‏كرد).نداى پیامبر جلب توجه كرد، گروهى از قبایل مختلف قریش به حضور وى شتافتند، سپس پیامبر رو به جمعیت كرد و گفت: اى مردم هر گاه من به شما گزارش دهم كه پشت این كوه(صفا)دشمنان شما موضع گرفته‏اند، و قصد جان و مال شما را دارند، آیا مرا تصدیق مى‏كنید؟همگى گفتند: ما در طول زندگى از تو دروغى نشنیده‏ایم، سپس گفت: اى گروه قریش، خود را از آتش نجات دهید من براى شما در پیشگاه خدا، نمى‏توانم كارى انجام دهم، من شما را از عذاب دردناك مى‏ترسانم.سپس افزود: موقعیت من همان موقعیت دیدبانى است كه دشمن را از نقطه دورى مى‏بیند و براى نجات قوم خود، بسوى آنها شتافته و با شعار مخصوصى«یا صباحاه»آنانرا از این پیشامد با خبر مى‏سازد. این جمله رمز دعوت و اساس آیین او را مى‏رساند.اگر چه قریش كم و بیش از آیین او مطلع و آگاه بودند، ولى این جمله آنچنان ترس در دل آنان افكند، كه یكى از سران كفر(ابو لهب)سكوت مردم را شكست، روى بآنحضرت نمود و گفت: واى بر تو ما را براى همین كار دعوت نمودى؟ سپس جمعیت متفرق شدند.

آغاز اهانت و آزار قریش‏

روزى كه پیامبر مهر خاموشى را شكست، و سران«قریش»را با كلمه معروف خود: «به خدا اگر خورشید را در دست راست و ماه را در دست چپ من بگذارید كه از دعوت خویش دست بردارم، از پاى نخواهم نشست، تا خدا دین مرا رواج دهد یا جان بر سر آن گذارم.»از پذیرفته شدن هر گونه پیشنهاد مأیوس نمود یكى از اندوهبارترین فصول زندگى او آغاز گردید، زیرا تا آن روز«قریش»در تمام برخوردهاى خود احترام او را حفظ نموده و متانت خود را از دست نداده بود ولى وقتى دید اقدامات اصلاح طلبانه! سودى ندارد، ناچار شد كه مسیر فكر خود را عوض نماید و از نفوذ آیین«محمد»بهر قیمتى كه باشد جلوگیرى كند و در این راه از هر وسیله‏اى استفاده نماید، لذا انجمن«قریش»به اتفاق آرا راى داد كه با استهزا، آزار و ارعاب از ادامه كار او جلوگیرى شود.

نخستین هجرت

در پى عملى شدن تصمیمات مشركان كار بر تازه مسلمانان دشوار شد. پیامبر كه نمى‏توانست پیروان خود را در چنین وضعى مشاهده كند به آنان پیشنهاد كرد كه به حبشه پناهنده شوند چرا كه پادشاه آن سرزمین مسیحى و معروف به انسان‏دوستى بود. لذا جمعى از مسلمین مخفیانه راه حبشه را در پیش گرفتند.

مشركان پس از اطلاع از جریان عمروعاص و عبدالله ربیعه را با هدایاى فراوان نزد نجاشى فرستادند و از او خواستند كه مسلمین را به مكه برگرداند. ولى وى پس از ملاقات با این جمع كه رهبرى آن را جعفر طیار بر عهده داشت بر خلاف نظر اطرافیان خود اعلام كرد كه آنها را اخراج نخواهد كرد و آنان مى‏توانند تا هر وقت بخواهند در حبشه اقامت كنند.

اعلامیه«قریش»

سران قریش از نفوذ پیشرفت حیرت انگیز آیین یكتا پرستى سخت ناراحت و در فكر چاره و راه حلى بودند. اسلام آوردن امثال«حمزه»و تمایل جوانان روشن‏دل«قریش»و آزادى عمل كه در كشور«حبشه»نصیب مسلمانان شده بود، بر حیرت و سرگردانى حكومت وقت افزوده بود، و از این كه از نقشه‏هاى خود بهره‏اى نمى‏بردند، سخت اندوهناك بودند. پس به فكر نقشه دیگرى افتاده و خواستند، به وسیله «محاصره اقتصادى»كه نتیجه آن بریدن رگهاى حیاتى مسلمانان بود، از نفوذ و پخش اسلام بكاهند، و پایه گذار و هواداران آیین خدا پرستى را در میان این حصار، خفه سازند.لذا سران حكومت عهد نامه‏اى به خط«منصور بن عكرمه»و امضاى هیئت عالى قریش، در داخل كعبه آویزان كرده و سوگند یاد كردند ملت قریش تا دم مرگ طبق مواد زیر رفتار كنند:

1-همه گونه خرید و فروش با هواداران«محمد»تحریم مى‏شود.

2-ارتباط و معاشرت با آنان اكیدا ممنوع است.

3-كسى حق ندارد با مسلمانان ارتباط زناشویى بر قرار كند.

4-در تمام پیش آمدها باید از مخالفان«محمد»طرفدارى كرد.

متن پیمان با مواد فوق به امضاى تمام متنفذان«قریش»رسید و با شدت هر چه تمامتر به مورد اجرا گذارده شد. یگانه حامى صاحب رسالت«ابو طالب»از عموم بنى هاشم دعوتى به عمل آورد، و یارى پیامبر را بر دوش آنان گذارد. تصمیم بر این شد كه عموم فامیل از محیط مكه بیرون رفته، و در دره‏اى كه در میان كوه‏هاى«مكه»قرار داشت، و به«شعب ابى طالب»معروف بود و خانه‏هاى محقر، و سایبانهاى مختصرى در آنجا وجود داشت سكنى گزینند تا از محیط زندگى مشركان دور باشند.

این محاصره سه سال تمام طول كشید، فشار و سختگیرى به حد عجیبى رسید، ناله جگرخراش فرزندان«بنى هاشم»به گوش سنگدلان«مكه»مى‏رسید، ولى در دل آنها چندان تأثیر نمى‏كرد.جوانان و مردان با خوردن یك دانه خرما بسر مى‏بردند، و گاهى یك دانه خرما را دو نیم مى‏كردند و در تمام این سه سال فقط در ماههاى حرام كه امنیت كامل در سر تا سر شبه جزیره حكمفرما بود بنى هاشم از شعب بیرون آمده و به داد و ستد مختصرى اشتغال مى‏ورزیدند و سپس به داخل دره رهسپار مى‏شدند. پیشواى بزرگ آنها فقط در همین ماهها توفیق نشر و پخش آیین خود را داشت.

ولى ایادى و عمال سران قریش، در همین ماهها نیز وسیله آزار و فشار اقتصادى آنها را فراهم مى‏آوردند زیرا غالبا بر سر بساطها و فروشگاه‏ها حاضر مى‏شدند، و هر موقع مسلمانها مى‏خواستند كه چیزى را بخرند، فورا به قیمت گرانترى آن را مى‏خریدند و از این راه نیروى خرید را از مسلمانان سلب مى‏نمودند.

محاصره اقتصادى قریش، با نقشه گروهى از نیك اندیشان آنان، در هم شكسته شد. پیامبر و هواداران وى پس از سه سال تبعید و رنج، از«شعب ابى طالب»بیرون آمده و راه خانه‏هاى خود را در پیش گرفتند. خرید و فروش با مسلمانان آزاد گردید و مى‏رفت كه وضع مسلمانان سر و سامانى پیدا كند كه ناگهان پیامبر اكرم با پیش آمد بسیار تلخى روبرو گردید، و این مصیبت ناگوار اثر بسیار سوئى در روحیه مسلمانان بى پناه به یادگار گذارد. اندازه تأثیر این حادثه در آن لحظه حساس با هیچ مقیاس و ترازویى قابل سنجش نبود، زیرا رشد و نمو یك ایده و فكر در سایه دو عامل است: آزادى بیان و قدرت دفاعى كه از حملات نا جوانمردانه دشمن جلوگیرى كند. اتفاقا در لحظه‏اى كه مسلمانان از آزادى عقیده برخوردار شدند، عامل دوم را از دست دادند یعنى یگانه حامى و مدافع اسلام، از میان آنان رخت بر بست و رخ در نقاب خاك كشید.در آن روز، پیامبر اكرم حامى و مدافعى را از دست داد، كه از سن هشت سالگى تا آن روز كه پنجاه سال از عمر رسول خدا مى‏گذشت حفاظت و حراست او را بر عهده داشت، و پروانه‏وار گرد شمع وجود او مى‏گشت، و تا روزى كه«محمد»صاحب درآمدى شد، هزینه زندگى او را مى‏پرداخت و او را بر خود و فرزندانش مقدم مى‏داشت.




چهارشنبه 17 آذر 1389

سخنان شخصیت های بزرگ جهان در باره امام حسین(علیه السلام)

چهارشنبه 17 آذر 1389

نوع مطلب :
نویسنده :عباس معتقدی


بدون شک حضرت امام حسین ( علیه السلام ) جزو نادر ترین شخصیت هایی است که جهان از آغاز تا کنون به خود دیده است . حماسه خونینی که آن حضرت در عاشورای سال 61 هجری در کربلا رقم زد ؛ حماسه ای جاویدان است و در صفحات تاریخ همواره چون خورشیدی می درخشد و هیچ گاه  تاریخ ، آن را به فراموشی نخواهد سپرد .  نویسندگان ، مورخان و شخصیت های سیاسی ، فرهنگی و علمی جهان در گفتار ها و نوشتار های خود از امام حسین ( علیه السلام ) به نیکی و بزرگی یاد نموده و از قیام آن حضرت تجلیل نموده اند که ما در اینجا  بخش هایی از گفتار بزرگان جهان در باره آن حضرت را جهت  استفاده خوانندگان و کاربران گرامی می آوریم ، به امید اینکه ما نیز بتوانیم آن حضرت را آن چنان که هست بشناسیم و پیرو راستین او باشیم .

مهاتما گاندی ( رهبر استقلال هند ) :

من زندگی امام حسین ، آن شهید بزرگ اسلام را بدقت خوانده ام و توجه کافی به صفحات کربلا     نموده ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد ، بایستی از سرمشق امام حسین ع پیروی کند .

محمد علی جناح ( قاعد اعظم پاکستان ) :

هیچ نمونه ای از شجاعت ، بهتر از آنکه امام حسین از لحاظ فداکاری و تهور نشان داد در عالم پیدا نمی شود . به عقیده من تمام مسلمین باید از سرمشق این شهیدی که خود را در سرزمین عراق قربان کرد پیروی نمایند .

چارلز دیکنز ( نویسنده معروف انگلیسی ) :

 اگر منظور امام حسین جنگ در راه خواسته های دنیایی بود ، من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند ؟ پس عقل چنین حکم می نماید که او فقط بخاطر اسلام ، فداکاری خویش را انجام داد .

توماس کارلایل ( فیلسوف مورخ انگلیسی ) :

بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم ، اینست که حسین و یارانش ایمان استوار به خدا داشتند . آنها با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جایی که حق با باطل روبرو می شود اهمیت ندارد و پیوزی حسین با وجود اقلیتی که داشت ، باعث شگفتی من است .

ادوارد براون ( مستشرق معروف انگلیسی ) :

آیا قلبی پیدا می شود که وقتی در باره کربلا سخن می شنود ، آغشته با حزن و الم نگردد ؟ حتی غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکی روحی را که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت انکار کنند .

فردریک جمس :

درس امام حسین و هر قهرمان شهید دیگری این است که در دنیا اصول ابدی عدالت و ترحم و محبت وجود دارد که تغییر ناپذیرند و همچنین می رساند که هر گاه کسی برای این صفات مقاومت کند و بشر در راه آن پافشاری نماید ، آن اصول همیشه در دنیا باقی و پایدار خواهد ماند .

ل . م . بوید :

در طی قرون ، افراد بشر همیشه جرات و پر دلی و عظمت روح ، بزرگی قلب و شهامت روانی را دوست داشته اند و در همینهاست که آزادی و عدالت هرگز به نیروی طلم و فساد تسلیم نمی شود . این بود شهامت و این بود عظمت امام حسین . و من مسرورم که با کسانی که این فداکاری عظیم را از جان و دل ثنا می گویند شرکت کرده ام ، هر چند که 1300 سال از تاریخ آن گذشته است .

واشنگتن ایروینگ ( مورخ مشهور آمریکایی ) :

برای امام حسین ع ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن اراده یزید نجات بخشد ، لیکن مسوولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمی داد که او یزید را بعنوان خلافت بشناسد . او بزودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی امیه آماده ساخت . در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگهای تفتیده عربستان ، (2) روح حسین فنا نا پذیر است . ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من ، ای حسین !

توماس ماساریک : ( مسیحی )

گر چه کشیشان ما هم از ذکر مصائب حضرت مسیح مردم را متاثر می سازند ، ولی آن شور و هیجانی که در پیروان حسین ع یافت می شود در پیروان مسیح یافت نخواهد شد و گویا سبب این باشد که مصائب مسیح در برابر مصائب حسین ع مانند پرکاهی است در مقابل یک کوه عظیم پیکر.

موریس دو کبری :

در مجالس عزاداری حسین گفته می شود که حسین ، برای حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگی مقام و مرتبه اسلام ، از جان و مال و فرزند گذشت و زیر بار استعمار و ماجراجویی یزید نرفت . پس بیایید ما هم شیوه او را سرمشق قرار داده ، از زیر دستی استعمارگران خلاصی یابیم و مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح دهیم .

ماربین آلمانی ( خاور شناس ) :

حسین ع با قربانی کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیت خود ، به دنیا درس فداکاری و جانبازی آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و در عالم بلند آوازه ساخت . این سرباز رشید عالم اسلام به مردم نشان داد که ظلم و بیداد و ستمگری پایدار نیست و بنای ستم هر چه ظاهرا عظیم و استوار باشد ، در برابر حق و حقیقت چون پر کاهی بر باد خواهد رفت .

بنت الشاطی : ( نویسنده مسلمان )

زینب ، خواهر امام حسین بن علی ع ، لذت پیروزی را در کام ابن زیاد و بنی امیه خراب کرد و در جام پیروزی آنان قطرات زهر ریخت ، در همه حوادث سیاسی پس از عاشورا ، همچون قیام مختار و عبدالله بن زبیر و سقوط دولت امویان و بر پایی حکومت عباسیان و ریشه دواندن مذهب تشیع ، زینب قهرمان کربلا نقش بر انگیزنده داشت .

لیاقت علی خان ( نخستین نخست وزیر پاکستان ) :

این روز محرم ، برای مسلمانان سراسر جهان معنی بزرگ دارد . در این روز ، یکی از حزن آورترین و تراژدیک ترین وقایع اسلام اتفاق افتاد ، شهادت حضرت امام حسین ع در عین حزن ، نشانه فتح نهایی روح واقعی اسلام بود ، زیرا تسلیم کامل به اراده الهی بشمار می رفت . این درس بما می آموزد که مشکلات و خطرها هر چه باشد ، نبایستی ما پروا کنیم و از راه حق و عدالت منحرف شویم

.
فاروق احمد خان لغاری (رئیس جمهور اسبق پاكستان):

زندگانی مبارك حضرت امام حسین (ع)برای ما راه هدایت است . با پیروی از این راه، ما می‌توانیم توطئه‌های دشمنان را خنثی كنیم .


بی نظیر بوتو (نخست وزیر اسبق و فقید پاكستان):

 مسلمانان فلسطین ، كشمیر و بوسنی باید بر سیره امام حسین (ع) عمل كنند .


چوهدری الطاف حسین (استاندار ایالت پنجاب پاكستان):

 بهترین راه برگزاری عاشورا این است كه ما نقش امام حسین(ع) را بشناسیم و فلسفه شهادت را در پرتو قرآن و سنت ببینیم . ما باید در روز عاشورا پیمان ببندیم كه طبق اصول راستی ، عدل ، مساوات ، صبر ، برادری و تمیز حق از باطل ، زندگی خود را اداره كنیم .

جرج جرداق (  نویسنده ، دانشمند و ادیب مسیحی ) :

وقتی یزید ، مردم را تشویق به قتل حسین و مامور به خونریزی می کرد ، آنها می گفتند : چه مبلغ می دهی ؟ اما انصار حسین به او می گفتند : ما با تو هستیم . اگر هفتاد بار کشته شویم ، باز می خواهیم در رکابت جنگ کنیم و کشته شویم .

عباس محمود عقاد ( نویسنده و ادیب مصری ) :

جنبش حسین ، یکی از بی نظیرترین جنبشهای تاریخی است که تاکنون در زمینه دعوتهای دینی یا نهضتهای سیاسی پدیدار گشته است ... دولت اموی پس از این جنبش ، به قدر عمر یک انسان طبیعی دوام نکرد و از شهادت حسین تا انقراض آنان بیش از شصت و اندی سال نگذشت .

احمد محمود صبحی :

اگر چه حسین بن علی ع در میدان نظامی یا سیاسی شکست خورد ، اما تاریخ ، هرگز شکستی را سراغ ندارد که مثل خون حسین ع به نفع شکست خوردگان تمام شده باشد . خون حسین ، انقلاب پسر زبیر و خروج مختار و نهضتهای دیگر را در پی داشت ، تا آنجا که حکومت اموی ساقط شد و ندای خونخواهی حسین ، فریادی شد که آن تختها و حکومتها را به لرزه در آورد .

آنطون بارا ( مسیحی ) :

اگر حسین از آن ما بود ، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری بر پا می نمودیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرا می خواندیم .

گیبون ( مورخ انگلیسی ) :

با آنکه مدتی از واقعه کربلا گذشته و ما هم با صاحب واقعه هم وطن نیستیم ، مع ذلک مشقات و مشکلاتی که حضرت حسین ع تحمل نموده ، احساسات سنگین دل ترین خواننده را بر می انگیزد ، چندانکه یک نوع عطوفت و مهربانی به آن حضرت در خود می یابد .

نیکلسون ( خاور شناس معروف ) :

بنی امیه ، سر کش و مستبد بودند ، قوانین اسلامی را نادیده انگاشتند و مسلمین را خوار نمودند ... و چون تاریخ را بررسی کنیم ، گوید : دین بر ضد فرمانروایی تشریفاتی قیام کرد و حکومت دینی در مقابل امپراطوری ایستادگی نمود . بنابراین ، تاریخ از روی انصاف حکم می کند که خون حسین ع به گردن بنی امیه است .

سر پرسی سایکس ( خاور شناس انگلیسی ) :

حقیقتا آن شجاعت و دلاوری که این عده قلیل از خود بروز دادند ، به درجه ای بوده است که در تمام این قرون متمادی هر کسی که آن را شنید ، بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود . این یک مشت مردم دلیر غیرتمند ، مانند مدافعان ترموپیل ، نامی بلند غیر قابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند .

تا ملاس توندون ( هندو ، رئیس سابق کنگره ملی هندوستان ) :

این فداکاریهای عالی از قبیل شهادت امام حسین ع سطح بشریت را ارتقا بخشیده است و خاطره آن شایسته است همیشه باقی بماند و یاد آوری شود .

محمد زغلول پاشا ( در مصر ، در تکیه ایرانیان ) :

حسین ع در این کار ، به واجب دینی و سیاسی خود قیام کرده و اینگونه مجالس عزاداری ، روح شهامت را در مردم پرورش می دهد و مایه قوت اراده آنها در راه حق و حقیقت می گردد .

عبدالرحمن شرقاوی ( نویسنده مصری ) :

حسین ع ، شهید راه دین و آزادگی است . نه تنها شیعه باید به نام حسین ببالد ، بلکه تمام آزاد مردان دنیا به این نام شریف افتخار کنند .

طه حسین ( دانشمند و ادیب مصری ) :

حسین ع برای به دست آوردن فرصت و از سر گرفتن جهاد و دنبال کردن از جایی که پدرش رها کرده بود ، در آتش شوق می سوخت . او زبان را در باره معاویه و عمالش آزاد کرد ، تا به حدی که معاویه تهدیدش نمود . اما حسین ، حزب خود را وادار کرد که در طرفداری حق سختگیر باشند .

عبدالحمید جودة السحّار ( نویسنده مصری ) :

حسین ع نمی توانست با یزید بیعت کند و به حکومت او تن بدهد ، زیرا در آن صورت ، بر فسق و فجور ، صحه می گذاشت و ارکان ظلم و طغیان را محکم می کرد و بر فرمانروایی باطل تمکین می نمود . امام حسین به این کارها راضی نمی شد ، گر چه اهل و عیالش به اسارت افتند و خود و یارانش کشته شوند .

علامه طنطاوی ( دانشمند و فیلسوف مصری ) :

 داستان حسینی  عشق آزادگان را به فداکاری در راه خدا بر می انگیزد و استقبال مرگ را بهترین آرزوها به شمار می آورد ، چندانکه برای شتاب به قربانگاه ، بر یکدیگر پیشی جویند .

العبیدی ( مفتی موصل ) :

فاجعه کربلا در تاریخ بشر نادره ای است ، همچنان که مسببین آن نیز نادره اند ... حسین بن علی ع سنت دفاع از حق مظلوم و مصالح عموم را بنا بر فرمان خداوند در قران به زبان پیغمبر اکرم ص وظیفه خویش دید و از اقدام به آن تسامحی نورزید . هستی خود را در آن قربانگاه بزرگ فدا کرد و بدین سبب نزد پروردگار ، // سرور شهیدان // محسوب شد و در تاریخ ایام ، // پیشوای اصلاح طلبان // بشمار رفت . آری ، به آنچه خواسته بود و بلکه برتر از آن ، کامیاب گردید .
 

كاپیتان هانیبلت :

آن شب (شب عاشورا) هنگامى كه آتش اردوها در اطراف او در بیابان برق مى‏زد، پیروان خویش را به اطراف خود جمع كرد و طى یك سخنرانى طولانى و قلب نواز با آنها سخن گفت و بیعت‏ خود را از آنها برداشت؛ آنها را از اتفاقات صبح فردا آگاه كرد و فرمود: یقینا قتل عام انجام خواهد شد و كسانى كه با من بمانند یقینا شهید خواهند شد . سپس عمل بسیار زیبایى انجام داد كه نشانه آگاهى كامل او از ضعف بشرى و قدرت روح  فداكارى وى و علامت قلب رئوف آن بزرگوار بود . تمام چراغ‏هاى اردو را خاموش كرد و سپس به پیروان خود گفت: هر كس جرات و قلب ایستادگى و شهادت را در خود نمى‏بیند، در تاریكى به طور ناشناس و بدون خجلت ‏برود. صبح روز عاشورا، در حالى كه ابرهاى ارغوانى در آسمان شرق جمع مى‏شد، تمام یاران آن شب با ایمان دور امام را گرفتند و همگى آماده مرگ و شهادت بودند.

جرح جرداق (مسیحى):

فرق على (ع) با معاویه این است كه اصحاب معاویه فریفته جاه و زر و زور، مقام و منصب بودند، ولى یاران امام على (ع) فریفته اخلاق و فضیلت و كرامت او شدند و نمونه آن در اصحاب فرزندانش پدیدار بود كه وقتى یزید مردم را تشویق به قتل امام حسین (ع) و مامور به خونریزى مى‏كرد، یاران یزید مى‏گفتند: «كم تهب لنا؛ یعنى چقدر و چه مبلغ مى‏دهى تا او را بكشیم‏» اما انصار امام حسین (ع) به او مى‏گفتند: «یا حسین نموت معك؛ ما با تو هستیم و با تو مى‏میریم .» از جمله حبیب این پیر حافظ قرآن به امام حسین (ع) در شب عاشورا گفت: اگر هفتاد بار كشته شویم، سوزانده شویم و پراكنده شویم و سپس جمع شویم و از نو زنده شویم، باز مى‏خواهیم در ركاب تو جنگ كنیم و كشته شویم .(2)

ونستان (امریكایى):

تا وقتى مسلمانان مثلث جاودانه‏اى چون: قرآن كه تلاوت شود و پیام‏هایش پیروى گردند، كعبه‏اى كه قصد شود و ایجاد همدلى و وحدت كند و حسینى كه یاد شود و از او الهام گرفته شود دارند، هیچ كس قدرت نفوذ و تسلط كامل بر آنها را نخواهد داشت.(3)

ماربین (آلمانى):

امام حسین بن على (ع) كه از دختر محبوب پیامبر (ص) فاطمه (س) متولد شد، تنها كسى است كه در چهارده قرن پیش دربرابر حكومت جور و ظلم قد علم كرد . . . موضوعى را كه نمى‏توان نادیده گرفت این است كه حسین (ع) اول شخص سیاستمدارى بود كه تا به امروز احدى چنین سیاست مؤثرى اختیار ننموده است . حسین (ع) به شعار همیشگى خود مى‏گفت: من در راه حق و حقیقت كشته مى‏شوم و دست‏ به ناحق نخواهم داد.(5)

علامه علائلى، (نویسنده مصرى):

تاریخ هر ملتى واقعا تاریخ بزرگان آن است . پس هر ملتى كه رجال بزرگ ندارد تاریخ سترگ ندارد یا اصلا تاریخش شایسته نگارش نیست؛ و ما چون حسین (ع) را میان رجال تاریخ داریم نه تنها بزرگوارى را مانند رجال تاریخى دیگر در نظر داریم، بلكه بزرگترین رجال تاریخ است كه همه را كوچك كرده و شخصیت ‏خود را سرمقاله همه آنان پدید آورده و این عجیب نیست؛ زیرا همه مردان عالم را كه تاریخ شناخته، عمر خود را در تحصیل مجد و بزرگوارى زمین صرف كرده‏اند؛ ولى حسین (ع) مجد آسمان را طلبید و جان خود را فداى آن كرد.(6)

دكتر طه حسین (مصرى):

ابن زیاد چنان مى ‏پنداشت كه با كشتن حسین (ع) فتنه را ریشه كن و شیعه را نومید خواهد ساخت و به این ترتیب آنان را وادار خواهد كرد كه دست از آرزوها بشویند و به آنچه ناچار باید به آن گردن نهند سرفرود آورند . ابن زیاد فتنه را گداخته‏ تر كرد و كار بد او كارهاى بد دیگرى را سبب شد و خون‏هاى ریخته شده و شكنجه‏ هایى كه به كودكان و زنان داده شد همه بر خلاف آن چه ابن زیاد مى ‏خواست نتیجه به بار آورد.(7)

ابن ابى الحدید معتزلى (شارح معروف نهج البلاغه) در خصوص واقعه كربلا، مى ‏نویسد :

سرور مردانى كه داراى حس امتناع بودند، آن كسى كه حمیت‏ به مردم آموخت و به آنان فهماند كه زیر سایه شمشیر مردن از پستى و مذلت ‏بهتر است، حسین بن على (ع) است . به او و یارانش پیشنهاد امان شد، ولیكن نپذیرفت و زیر بار ذلت نرفت و فرمود: آگاه باشید كه ناكس فرومایه‏اى به من اتمام حجت فرستاده و مرا میان كشته شدن و تسلیم شدن مخیر ساخته، لیكن ذلت از حضرت من دور است . نه خدا راضى است كه من ذلیل شوم نه پیامبرش و نه مردان با ایمان دنیا و نه آن دامن پاكى كه مرا پرورش داده و نه آن روح با مناعت كه من دارم . من هرگز طاعت لئیمان را بر كشته شدن به شرافت ترجیح نخواهم داد .

امام خمینی (قدس سره الشریف):

 روز مبارک سوم شعبان المعظم، روز پاسدار است، و روز تحقق پاسداری از اسلام و حقیقت از مکتب الهی، روز تولد بزرگ پاسداری که با خون خود و فرزندان و اصحابش مکتب را زنده کرد، مکتبی که می‌رفت با کج روی‌های تفالی جاهلیت و برنامه‌های حساب شده، احیای ملی گرایی عروبت با شعار «لاخبر جاء و لاحی نزل»‌ محول و نابود شود و از حکومت عدل اسلامی یک رژیم شاهنشاهی بسازد و اسلام و وحی را به انزوا بکشاند، که ناگهان شخصیت عظیم که از عصاره وحی الهی تغذیه و در خاندان سید رسل محمد مصطفی(ص) و سید اولیاء علی مرتضی تربیت و در دامن صدیقه طاهره بزرگ شده بود قیام کرد و با فداکاری بی‌نظیر و نهضت الهی خود،‌ واقعه بزرگی را به وجود آورد،‌کاخ ستمگران را فرو ریخت و مکتب اسلام را نجات بخشید، اقتباس از کتاب پیام امام خمینی، مورخ 26/3/59
 

استاد محمدرضا حكیمی:

و عاشورا یك «ایست بزرگ» است، در برابر سیل بنیانكن جاهلیت در عصر تمدن، در برابر این سقوط ها و انحطاط ‌ها، این الحادها و ضلالت ها، این ستم‌ها و بیدادها، در برابر این بشریت فرو رفته در تباهی، و این روزگار سراسر سیاهی ، در برابر پذیرش ذلت و بندگی و وداع با عزت و آزادگی.
هنگامی كه می‌نگریم در «خطبه عاشورا» سخن از عدل می‌رود و از اینكه عدالت از میان رفته است.. می‌فهمیم كه ما نیز باید با دفاع از «عدالت» فلسفة عاشورا را زنده نگاه بداریم، و با قیام برای عدالت از عاشورا دم بزنیم و خود را وارث عاشورا بدانیم. «بخش‌هایی از كتاب قائم جاودانه»‌


دكتر علی شریعتی (ره ) :

حضرت امام حسین علیه السّلام بزرگ ترین شهید دین در تاریخ است.

شهید آیت الله سید عبدالحسین دستغیب:

 راه حسین، راه دل است. هر چیزی را بهاری است و بهار عزای حسین عشر عاشوراست. اسم حسین و قبر حسین موجب شكستن دل است . راه حسین راه قلب، بلكه راه خداست. اگر كسی با دل متوجه حسین شود مصائب و حالاتش را به خصوص در این ایام متذكر شود، به طور حتم دلش خواهد شكست، قیمتش كم می‌شود، مگر قلب كه قیمتش علاوه می‌گردد. «بخشی از كتاب سیدالشهدا»


شهید آیت الله  مرتضی مطهری:

حسین فرزند پیغمبر است، او ایمان خود را به تعلیمات پیغمبر نشان می‌دهد. پیغمبر جلوه می‌كند، پیغمبر متجلی می‌شود،‌در وجود حسین دیده می‌شود. چطور روح بشر، این مقدار شكست ناپذیر می‌شود؟
سبحان الله، بشر به كجا می‌رسد، روح بشر چقدر شكست ناپذیر باید باشد، كه بدنش قطعه قطعه می‌شود، جوانانش جلوی چشمش قلم قلم می‌شوند، در منتهی درجه تشنه می‌شود، و حتی به آسمان كه نگاه می‌كند، به نظرش تیره و تار است، خاندانش اسیر می‌شوند، هر چه دارد از دست داده است، ولی یك چیز برای او باقی مانده و آن روحش است. هرگز روحش شكست نمی‌خورد. شما یك چنین صحنة نمایشی از فضایل انسانیت در غیر حادثه كربلا نشان دهید، تا به جای كربلا از آن حادثه یاد كنیم؟ پس چنین حادثه‌ای را باید زنده نگهداریم، «حماسه حسین،‌ ج 1، ص 169 الی 70»

شهید آیت الله سید محمد حسین بهشتی:

 دوستان حسین، هواداران حسین،‌ شیفتگان حسین،‌پیروان مكتب توحید و یكتاپرستی باید بدانند، مبارزه در زندگی امری است اجتناب‌ناپذیر، از كسالت و كاهلی و از گوشه‌نشینی بیرون بیایند. بدانند تا بشری در دنیا زندگی می‌كند باید همواره مبارزه داشته باشد،‌ شیرین ترین مبارزات، مبارزه له حق و علیه باطل است، مبارزه برای زنده نگهداشتن فكر حق،‌ مبارزه برای اجرای قانون حق «گفتار عاشورا ، ص 54»

 

بخشی از مقاله مربوط به ایام تاسوعا و عاشورا درسایت شیعه نت :

اینک حسین عزیز فاطمه در گوشه میدان ایستاده و ندای هل من ناصر او ما را پس از چهارده قرن ، به یاری می طلبد. اینک مرد و زن و کودک و سیاه و سفید ، در بیابان کربلا ، بزرگترین حماسه جاویدان تاریخ را رقم زدند.

اینک  مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبیب بن مظاهر به دنبال وی گویا در دل و زبان حال به مسلم می گوید تو را دیگر نیازی به حنا نیست و آخرین حنای تو در کربلای حسین ، سر و رویت را خضاب خواهد کرد. و آن حنای خونی است که در اوج عشق به حسین فوران می نماید ؛ رنگ آن حنا تا روز قیامت و تا ورود به باغ های سبز و خرم بهشت باقی خواهد ماند.

اینک بریر بن خضیر ، آن پیر مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی ومزاح می پردازد کاری که هیچ گاه در عمرش نکرده  و در این باره می گوید : این نیست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است .

اینک  قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــیرین تر از شهد عسل می داند و بی باکانه به حجـــله گاه خونــین خویـــش می شتابد .

اینک طبل جنگی نابرابر بین سپاه تا دندان مسلح کفر و سپاه غریب اما استوار و پایدار حسین ، پسر پیامبر خدا ، در سرزمین کربلا نواخته می شود و از هرسو لشکر گاه وخیمه گاه سپاه اسلام مورد هجوم دیوان زمان قرار می گیرد.

اینک فریاد العطش زنان و کودکانی در این صحرای خونین به گوش می رسد که آب ، مهر مادرشان بوده و زمان و مکان با اذن الهی تحت امر پدران آنان بوده است  .

اینک حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، که باور نداشت این کوفیان یزیدی تا این اندازه روی فرعونیان را سفید کنند و در کشتن فرزند پیامبرشان گوی سبقت بربایند ؛ یک پای خود را لب بهشت و پای دیگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بیند و با  توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پیشگاه حسین (علیه السلام ) حضور می یابد و حسین که کریم فرزند کریم است او را با آغوش باز استقبال می کند  و سر انجام با خون پیشانی خویش بهشت را خریداری می کند . در گوشه میدان جنگ خون سر و پیشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمین افتاده ، اما ناگاه احســـاس آرامش و راحتی می کند ، از لابلای خاک و خونهای بسته، چشــم می گشاید و می بیند ســـر در دامان ولایت دارد. آن جاست که امام حســـین (علیه السلام ) مدال جاویدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پیشانی خونین حر می بندد . مدالی که تا روز قیامت بر پیشانی آن شهید آزاده می درخشد.

اینک علی اکبر دلاور ، جوانی که شبیه ترین مردم به پیامبر خدا و میوه دل حسین است ؛ اجازه میدان می خواهد و حسین فاطمه پس از نگاهی عمیق به چهره دلربای او ، وی را روانه میدان می کند  و پس از جنگی نمایان برای شربتی از آب نزد پدر می آید اما پدر از او تشنه تر می فرماید : به زودی به دست جد بزرگوارت سیراب خواهی شد ، و اینک علی اکبر بر اثر زخم های فراوان بی تاب بر روی اسب قرار دارد و خون بدن آن جنگجوی دلاور بر روی چشمان اسب دلمه بسته و اسب وفادار به جای باز گشت به خیمه گاه به اشتباه ، علی را به میان خیل دشمن می برد و دشمن از هر سو به علی حمله ور شده و او را با خون سر و صورت سیراب می سازد و پس از لحظاتی ، صدای اکبر جوان به امام می رسد که بابا جان من هم رفتم خدا حافظ .

اینک عباس دلاور به جای رفتن به میدان ، مشک در دست روانه فرات گردیده تا به وعده خود ، جامه عمل  بپوشاند و دل های کودکان تشنه لب  را سیراب نماید . اینک حسین  با چشم خود می بیند سرو بلند باغ ولایت و درخت تنومند امید و آرزویش یعنی عباس با وفایش با دست های جدا شده غرق در خون بر زمین  افتاده و برادر را به فریاد می طلبد.

اینک امام حسین می بیند باغ و بستان کربلاییها  خزانی زود رس نموده  و گل های بنی هاشم پر پر گردیده و مرغ جان بهشتیان ، به سوی جنات خلد ، پرواز نموده است و اوست که اکنون مرگ را تسلیم خود می داند و نه خود را تسلیم مرگ ! زیرا اوست که با آغوش باز از مرگ استقبال نموده و شهادت در راه خدا را برای خود سعادتی ابدی می داند . " إنی لا أری الموت الا سعادة و الحیوة مع الظالمین الا برما "

اینک همه کبوتران مهاجر حرم ملک و ملکوت رفتند و این حسین غریب است که در میان خیل دشمن قرار دارد.

اینک او برای وداع آخر به میان اهل حرم آمده و صدا می زند ( یا زینب یا ام کلثوم یا سکینه علیکن منی السلام. ) امام به خیمه حجت پس از خود یعنی امام سجاد می آید تا با بیمار  کربلا نیز خدا حافظی کند . امام سجاد از سر انجام کار با دشمن می پرسد و امام حسین می فرماید فرجام کار به جنگ مبدل گشت . امام اضافه می کند قصد رفتن به میدان دارد و امام سجاد می پرسد مگر یاران شما کجایند که شما به میدان می روید ؟ مگر حبیب بن مظاهر کجاست مگر زهیر و بریر و مسلم بن عوسجه کجاست و مگر ...

واینک امام حسین خبر از شهادت آنان می دهد و امام سجاد می پرسد مگر عمو هایم کجایند که شما میدان می روید و امام پاسخ می دهد شهید شدند. مگر برادرم علی اکبر و عمویم عباس چه شده که شما میدان می روید ؟ و امام پاسخ می دهد : فرزندم ! همین قدر بگویم که غیر از من و تو در این خیمه گاه مردی باقی نمانده و همه شهید شدند.

اینک امام سجاد با شنیدن این اخبار تلخ می بیند مولایش غریب وتنهاست . می بیند فرزند نبی مصطفی و علی مرتضی و ام ابیها ، غریبانه به میدان می رود .

اینک امام سجاد  از عمه اش زینب ، شمشیر و عصا می طلبد! و عمه می پرسد شمشیر و عصا برای چه ؟ شما که بیمارید و امام سجاد می گوید مگر نمی بینی حجت و ولی خدا تنها و بی کس  مانده . می خواهم بر عصا تکیه زنم و با شمشیر از حجت الهی دفاع نمایم .

اینک حسین  ، طفل شش ماهه علی اصغر را بر دست دارد تا با او هم وداع کند اما می بیند تشنگی او را پژمرده نموده ، برای اندکی آب او را به دشمن می نمایاند ودر ضمن سخن با آنان می فرماید « اما ترونه کیف یتلظی عطشا »  و دشمن بی رحم با نوک تیر جفا برای همیشه علی اصغر را سیراب می کند و گوش تا گوش علی غرق در خون می گردد و همچون غنچه ای بر روی دست پدر پرپر می شود .

اینک  حسین ، عزیز دل علی و فاطمه و پاره تن پیامبر خدا  نیز با ایمان و نیرو و شجاعتی که از پدر و جدش به ارث برده روانه میدان می شود اما دشمن که از برق شمشیرش در هراس است به او اجازه نبرد تن به تن نمی دهد زیرا می داند خون علی در بدن اوست از این رو دست به حمله دسته جمعی می زند ! اینک تمام ایمان در برابر تمام کفر قرار دارد  ،  اینک حسین غریب و تنها  در محاصره دشمن است و هر کس با هر آن چه در دست دارد به حسین می تازد . اینک بنی امیه و بنی مروان و آل زیاد و  آزاد شدگان صدر اسلام و خوارج ، انتقام پدران و اجداد خود را که به دست امام علی و پیامبر خدا ، کشته شده اند ؛ می گیرند 

اینک دشمن از نزدیک شدن به حسین عزیز زهرا که دهها زخم در بدن دارد و از عطش جگرش می سوزد در هراس است ، می خواهد او را بیازماید کسی می گوید ای حسین در چه فکری دشمن به خیمه ها حمله ور شده است ! اما حسین بی تاب و طاقت به صورت خیز حرکت می نماید ولی نمی تواند  قدم بردارد و این جاست که پیام معروف خود را به دشمن می گوید " ویلکم یا شیعة آل ابی سفیان إن لم یکن لکم دین و کنتم لا تخافون المعاد فکونوا أحرارا فی دنیاکم " وای بر شما ای پیروان آل ابی سفیان اگر دین ندارید و از روز قیامت نمی ترسید دست کم در دنیا آزاده باشید .

اینک حسین نور چشم رسول خدا در گودال قلتگاه بر زمین افتاده و همه وجودش را زخم و خون فرا گرفته ناگاه احساس سنگینی بر روی سینه خود می نماید ، از لابلای خاک و خون های بسته بر سر و رویش چشم می گشاید می بیند شمر لعین بر روی سینه او  نشسته تا سر از تن ولی خدا جدا سازد . اینک سر از تن ولی حق جدا شده است ، اما سرو بلند قامت ولایت و درخت تنومند امامت در تاریخ بشریت بر انسان های آزاده سایه افکنده و خون پاک این شهید جاوید تاریخ ، درخت پژمرده دین خدا را  آبیاری کرده است . 

اینک زینب  نماز شب را در این شام سیاه  ، نشسته می خواند وامام سجاد (علیه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانید و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ایشان را شکسته است .

اینک حسین هم می رود و امام سجاد و زینب با زنان و کودکان یتیم در شام تلخ غریبان درکنار خیمه های سوخته و بدن های بی سر و قطعه قطعه ،  آن شب غم بار راسپری می سازند. و در هنگام اسارت رو به مدینه جدش می کند و می گوید : یا جداه یا محمداه هذا حسین مرمل بالدماء مقطع الاعضاء و بتاتک سبایا ...

این کشته فتاده در هامون حسین توست                 وین صید دست وپا زده در خون حسین توست

بخشی از مقاله در باره سالروز زلزله بم و یادی از حماسه عاشورا در سایت شیعه نت :

روزی مانند روز حسین فاطمه و پسر پیامبرخدا و زاده علی مرتضی ، نبود. آنجا مرگ سراغ حسین و یارانش نیامد و این سپاه عشاق بودند که متهورانه به پیشباز مرگ شتافتند بلکه بر مرگ خندیدند. درعاشورای کربلا نه تنها عزراییل ومیکاییل وجبراییل واسرافیل که تمام فرشتگان و جن وانس مبهوت وشگفت زده از آن حماسه خونین شدند، آنجا که مسلم بن عوسجه در بازار کوفه می خواهد حنا بخرد اما حبیب بن مظاهر به دنبال وی گویا در دل و زبان حال به مسلم می گوید تو را دیگر نیازی به حنا نیست و آخرین حنای تو در کربلای حسین ، سر ورویت را خضاب خواهد کرد. وآن حنای خونی است که در اوج عشق به حسین فوران می نماید؛ رنگ آن حنا تا روز قیامت و تا ورود به باغ های سبز وخرم بهشت باقی خواهد ماند . و  آنجا که بریر بن خضیر آن پیر مرد جوانمرد همدانی در شب عاشورا به شوخی و مزاح می پردازد کاری که هیچ گاه در عمرش نکرده  ودر این باره می گوید : این نیست جز به خاطر مقامی که فردا در انتظار من است . و آن جا که قاسم نوجوان ، مرگ را در کام خود شـــیرین تر از شهد عسل می داند و بی باکانه به حجـــله گاه خونــین خویـــش می شتابد. و آن جا که حر آزاده آن فرمانده سپاه هزار نفری دشمن ، یک پای خود را لب بهشت وپای دیگر را لب جهنم سوزان خشم الهی می بیند وناگاه بهشت را با توبه و انابه و خجلت و شرمندگی در پیشگاه حسین (علیه السلام) و سر انجام با خون پیشانی خویش خریداری می کند.در گوشه میدان جنگ خون سر و پیشانی حر ، پرده ای بر چشمان وی نهاده و مجروح بر زمین افتاده ، احســـاس راحتی می نماید از لابلای خونهای بسته، چشــم می گشاید ، می بیند ســـر در دامان ولایت دارد. آن جاست که امام حســـین (علیه السلام ) مدال جاویدان افتخار به حر می دهند و آن دستمالی است که امام بر پیشانی خونین حر می بندد. مدالی که تا روز قیامت بر پیشانی آن شهید آزاده می درخشد. آن جاست که مرد و زن و کودک و سیاه و سفید ، بزرگترین حماسه جاویدان تاریخ را رقم زدند. اما این امام سجاد و زینب و کودکان هستند که در شام تلخ غریبان در کنار خیمه های سوخته و در جوار اجساد قطعه قطعه شهیدان ، آن شب غم بار را سپری می سازند. این زینب است که نماز شب را نشسته می خواند و امام سجاد (علیه السلام ) از عمه داغدار می پرسند : چرا نماز را نشسته می خوانید و عمه پاسخ می دهد : داغ های روز گذشته کمر ایشان را شکسته است .

تنها اینان، باز مانده آن کبـــوتران خونین بال مهـــاجر نیســـتند و این ما نیز باز مانده عاشورا و تمام مصیبتهای تاریخ پر فراز و نشـــیب اسلامیم و باید همچـــون زینب وامام سجاد (علیهما السلام) و فرزندان ولایت ، پیام آن حماسه سازان را به نسل های آینده برسانیم.خود ، حسینی شویم و در مدرسه عشق و شجاعت و آزادگی حسینی ، درس بخوانیم و تاریخ سراسر افتخاری را رقم زنیم. انشاءالله. 


منابع :  نقل از کتاب درسی که حسین به انسانها آموخت // شهید هاشمی نژاد ص447 ، رهبر آزادگان و منابع دیگر //. البته امام حسین ع در صحرای کربلا شهید شد ، نه ریگزارهای عربستان ! ممکن است نویسنده فوق عراق را که یک کشور عربی است بدین رو عربستان نامیده است. // رهبر آزادگان ص67 و فرهنگ عاشورا جواد محدثی// نور  دانش، سال 2، شماره 3، ص‏6  //حسین پیشواى انسانها، م . اكبرزاده // زندگانى امیرالمؤمنین على (ع)، عماد زاده //  الامام الحسین ابوالشهداء، عباس محمود عقاد، ترجمه محمد كاظم معزى // على (ع) و دو فرزند بزرگوارش، طه حسین، ترجمه احمد آرام، ج‏2 // واقعه كربلا، عباس محمود عقاد، ترجمه مسعود انصارى  // سلسله سخنرانى 79- 1378، محمد رضا سنگرى

منابع اینترنتی :

http://www.tebyan.net

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8511080109

http://www.shia12.org/fa/mghale.asp

قال علی ابن الحسین "علیه السلام" : رحم الله العباس یعنی ابن علی ، فلقد آثر و أبلی و فدی بنفسه حتی قطعت یداه فأبدله الله بهما جناحین یطیر بهما مع الملائكة فی الجنة كما جعل لجعفر ابن ابی طالب ، و إن للعباس عند الله تبارك و تعالی لمنزلة یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامة "خصال شیخ صدوق "




چهارشنبه 17 آذر 1389

محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر

چهارشنبه 17 آذر 1389

نوع مطلب :
نویسنده :عباس معتقدی


باز این چه شورش است که در خلق عالم است        

             باز این چه نوحـه وچـه عـــزا و چـه ماتــم اسـت      

این روز ها و شبها همه شیعیان ودوست داران عترت پاک وخاندان آخرین و بزرگ ترین فرستاده الهی ، حال وهوای دیگری دارند. گویا دل وجان آنان بر بال ملایک در آسمان ولایت به پرواز در آمده باشد.

گویا عشق به عترت در دل آنان آشیانه کرده و بذر محبت اهل بیت در سرزمین جان آنان جوانه زده است.

گویا آیه مودت آنان را به سوی چشمه های جوشان و زلال عترت رهنمون گردیده و آنان را برقله های رفیع محبت و دوستی آل محمد ، به پرواز در آورده است.

گویا در دریای طوفانی و پر طلاطم وخروشان که بیشتر انسانها را در گرداب های سهمگین انداخته و آنان در کام امواج خروشان این دریای آشفته و طوفانی فرو رفته، اما شیعیان و دوست داران خاندان پیامبر اسلام (ص ) بنا به تعالیم ناب آن حضرت ،در کشتی نجات امت سوار شده و از هلاکت و نابودی حتمی رهایی یافته اند.

اینک محرمی دیگر حلول کرد و دل و جانمان را در طبقی از اخلاص  وعشق و محبت گذاشته و دو دستی تقدیم صاحب این شبها و روزها می نماییم .

ماه محرم یاد آور خاطره تلخ شهادت امام حسین و یاران آن حضرت در عاشورای سال 61 هجری فرا رسید و شیعیان و گروه هایی از سایر مسلمانان و حتی غیر مسلمانان به یاد این حادثه دردناک تاریخ ، هر ساله درسوگ می نشینند و با مراسم مختلف این روزها را گرامی می دارند. اجرای برنامه های گوناگون در این روزها و شبها نشانه محبت و عشق و علاقه به خاندان پاک پیامبر خدا ( علیهم السلام ) است که در قرآن کریم از آن به عنوان مودت تعبیر شده و مسلمانان می بایست به پاس زحمت ها و خون دلهایی که پیامبر خدا برای هدایت آنان متحمل شده است به اهل بیت آن حضرت اظهار محبت و دوستی نمایند . هر چند ممکن است برخی از مخالفان بگویند محبت امری قلبی است اما شیعیان معتقدند که محبت باید علاوه بر دل ، در عمل انسان نیز متبلور گردد ، از این رو برگزاری مراسم گوناگون در غم و شادی اهل بیت (علیهم السلام ) ، ابراز محبت و دوستی به آنان و به نوعی تعظیم شعائر اسلامی به شمار می رود .

آن چه که در این مراسم اهمیت دارد زنده نگه داشتن و انتقال پیام هایی است که از این نهضت خونین به یادگار مانده است ، یعنی همان فلسفه قیام و اهدافی که امام حسین (علیه السلام ) برای آن قیام نموده اند . در حقیقت انگیزه برگزاری مراسم سوگواری در این روزها و شبها که از دیرباز در بین شیعیان به عنوان سنتی مقدس مورد توجه بوده است ؛ شناخت بیشتر ابعاد قیام عاشورا و آموختن حقیقت اسلام و مذهب اهل بیت (علیه السلام ) بوده است و در این مراسم علاوه بر اجرای برنامه های گوناگون عزاداری و نوحه خوانی ،   لازم است عزاداران گرامی به شناخت ابعاد شخصیت ابا عبد الله الحسین ( علیه السلام ) و شرح آن نهضت و پیام های آن که از سوی سخنرانان مطرح می شود بیشتر توجه کرده و به آن چه آن حضرت به خاطر آن  جان فشانی کرده اند در زندگی خود جامه عمل بپوشانند . به عنوان نمونه یکی از یاران آن حضرت در بحبوحه  جنگ و نبرد در ظهر روز عاشورا خبر حلول ظهر را به امام می رساند و امام بدون درنگ با برخی از یاران به نماز می ایستند و نماز ظهر را اقامه می نمایند ؛ زیرا نماز ستون دین است  و قیام آن حضرت در واقع برای حفظ پایه های دین خدا بوده است . همچنین آن حضرت در برخی از کلمات و سخنان خود می فرماید : " ... إنی أحب الامر بالمعروف و النهی عن المنکر ... " و نیز می فرماید : ( ... و انی لم أخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما بل انما خرجت لطلب الإصلاح فی أمة جدی و أرید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیرة جدی و أبی علی إبن ابی طالب ، فمن قبلنی بقبول الحق فالله أولی بالحق و من رد علی هذا أصبر حتی یقضی الله بینی و بین القوم و هو خیر الحاکمین ...  )   آن حضرت ضمن بیان اهمیت امر به معروف و نهی از منکر می فرماید که برای گردنکشی و طغیان و ظلم و افساد در جامعه قیام نکرده است ، بلکه هدف آن حضرت اصلاح امت جد بزرگوارش بوده و به قصد امر به معروف و نهی از منکر قیام نموده است و در واقع امام حسین (علیه السلام ) شهید راه امر به معروف و نهی از منکر است . بر این اساس موضوع امر به معروف و نهی از منکر که از فروع مقدس دین می باشد می بایست مورد توجه پیروان آن حضرت باشد ، به ویژه که در سال های اخیر تهاجم گسترده فرهنگی غرب علیه اسلام در کشور های اسلامی، وظیفه شیعیان و عموم مسلمانان را دوچندان نموده است .

 نکته ای که لازم است مورد توجه همگان قرار گیرد دقت در بیان تاریخ کربلا است بنا بر این ، هم مداحان و هم اهل خطابه و منبر می بایست از منابع صحیح تاریخی در بیان و نقل تاریخ این حادثه بهره جسته و به ویژه در بیان و ذکر مصیبت های عاشورا از مقاتلی که از صحت و دقت در نقل جریان های کربلا برخوردارند استفاده نمایند و از استفاده از منابع ضعیف و نادرست و نیز اشعار نامناسب و نا مأنوس  با فرهنگ اهل بیت (علیهم السلام ) خودداری نموده و از تحریف این حادثه ماندگار تاریخ و ایجاد بدعت در آن پیشگیری نمایند. علاوه بر لزوم دقت در محتوای مراسم ، لازم است در سبک و شیوه این عزاداری ها از اموری که باعث وهن مذهب شیعه و دادن بهانه به دست مخالفان می گردد ، خودداری نمایند و توصیه های برخی از مراجع تقلید مانند حضرت آیة الله مکارم شیرازی و نیز رهبر انقلاب اسلامی حضرت آیةالله خامنه ای را در هرچه بهتر برگزار شدن این مراسم جدی گرفته و آن ها را نصب العین خود قرار دهند .  در هر صورت افراط و تفریط در التزام عملی به مفاهیم دینی از نظر اسلام قابل پذیرش نیست و حفظ اعتدال در هر یک از برنامه های دینی ، از جمله وظایف فرد فرد مسلمانان و شیعیان است . امید واریم  همه ما از پیروان راستین اهل بیت ( علیهم السلام ) باشیم و پس از شناخت کامل آن نور های الهی که همچون ستارگانی فرا راه ما قرار گرفته اند راه راست و پسندیده را در زندگی خود بیابیم و از آن نمونه های انسان کامل ، الگو بگیریم .   

قال علی ابن الحسین "علیه السلام" : رحم الله العباس یعنی ابن علی ، فلقد آثر و أبلی و فدی بنفسه حتی قطعت یداه فأبدله الله بهما جناحین یطیر بهما مع الملائكة فی الجنة كما جعل لجعفر ابن ابی طالب ، و إن للعباس عند الله تبارك و تعالی لمنزلة یغبطه بها جمیع الشهداء یوم القیامة "خصال شیخ صدوق "




چهارشنبه 17 آذر 1389

« فرهنگ عاشورا در آفریقا »

چهارشنبه 17 آذر 1389

نوع مطلب :
نویسنده :عباس معتقدی

 

بسمه تعالی

عاشورا در مناطق مختلف جهان و در فرهنگ های گوناگون همواره دارای مفهوم متفاوتی بوده است . در قاره آفریقای غیر عربی نیز به روز عاشورا به استناد برخی از روایات و سنن به دیده احترام و تقدس نگریسته شده است. بر اساس روایات وارد شده در برخی از كتب سنن و حدیث و تاریخ  متعلق به اهل سنت، این روز دارای برجستگی های تاریخی بوده و بسیاری از حوادث شیرین و مبارك از جمله خلقت جن و انس و ملائكه ، لوح و قلم  و زمین و آسمان در این روز محقق شده است. همچنین نابودی فرعونیان مصر و پیروزی بنی اسرائیل و هبوط كشتی حضرت نوح بر جودی و نجات حضرت یونس از شكم ماهی و برخی دیگر از پدیده های مبارك در این روز رخ داده است . در بسیاری از مناطق آفریقا ،مسلمانان سنت هایی را در این روز به عنوان یك روز عید و مبارك بر پا می دارند. از جمله این كه در این روز روزه می گیرند و با اجتماع در برخی از مساجد به دعا و نیایش و تلاوت یا ختم قران اهتمام می ورزند و خطبای جمعه در خطبه های خود به اهمیت و مباركی این روز اشاره می نمایند. همچنین در شب این روز به شادی و سرور و پر خوری می پردازند. اما در فرهنگ شیعه، این واژه و این روز دارای مفهومی متفاوت است و به عنوان روز عزا و مصیبت تلقی می شود و نه تنها روایات وارده در مباركی این روز به عنوان روایات جعلی و ساخته و پرداخته بنی امیه و بنی عباس قلمداد می شود، بلكه به نام سومین امام شیعیان حضرت ابا عبدالله الحسین(علیه السلام) و قیام خونین آن حضرت و شهادت یاران ایشان رقم خورده است. هر چند در گذشته شیعیان مهاجر به قاره آفریقا به وی‍‍‍‍ژه شیعیان لبنانی و خوجه های هندی در مناطق محل اقامت خود، همواره این روز را گرامی می داشته و در مساجد یا حسینیه ها و مراكز دینی متعلق به خود، مراسم در خور شأنی برگزار می كرده اند، اما در توده های مردمی ملت های آفریقایی چندان این سنت راه نیافته و احیاء حركت خونبار عاشورا در فرهنگ آنان جایگاهی را به خود اختصاص نداده بوده است . پس از پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی ایران و تأسیس و ترویج فرهنگ ناب و زلال عترت در بسیاری از مناطق آفریقا و آگاهی مسلمانان رهیافته به فرهنگ غنی ولایت و عترت، نسبت به بسیاری از واقعیت های تاریخی،خوشبختانه به صورت تدریجی، گرامی داشت این روز غم بار را در  برنامه های خود وارد نموده  و در برخی از مناطق  به صورت هیئت های عزاداری خارج شده و به زبان های محلی آفریقایی و نیز عربی به مدیحه سرایی و عزاداری می پردازند كه نمونه های بزرگ آن را می توان در شهر های شیعه نشین نیجریه مانند زاریا و كانو و در شهر دارالسلام از كشور تانزانیا و نیز در شهر آكرا در كشور غنا و برخی از شهر های سنگال و كنیا و سایر كشور های آفریقایی جستجو نمود. اكنون با صراحت می توان ادعا نمود كه دیگر برگزاری مراسم عاشورا و زنده نگهداشتن یاد و خاطره شهادت امام حسین(ع) و یاران آن حضرت در بسیاری از كشور های آفریقایی صرفا به شیعیان مهاجر اختصاص ندارد و كشور هایی مانند ساحل عاج، نیجر، مالی، بوركینا فاسو، كنگو دموكراتیك، بنین،توگو، كامرون،مالاوی، اوگاندا ،ماداگاسكار، آفریقای جنوبی،گینه.سودان،سیرالئون و سایر مناطق آفریقا، همه ساله شاهد مراسم ویژه روز عاشورا و گرامی داشت یاد شهدای كربلا توسط شیعیان بومی این كشور ها هستند. طی سال های گذشته گام های بلندی به منظور از بین بردن سنت های غلط به جای مانده از عهد بنی امیه در بزرگ داشت این روز به عنوان یك روز عید ، برداشته شده است كه به عنوان نمونه می توان به برگزاری سمینار بزرگ عاشورا با عنوان" عاشورا یوم عید أم یوم حزن" در شهر داكار پایتخت سنگال اشاره نمود كه دو سال پیش  برگزار شد و بیش از دو هزار نفر از نخبگان و شیوخ و شخصیت های آن كشور و كشور های همجوار در آن شركت نمودند، پیش از برگزاری این مراسم با شكوه، استفتائاتی نیز از شیوخ و علمای بزرگ این كشور به عمل آمد كه در پاسخ به آن استفتائات ، شیوخ یاد شده نوشته اند كه این روز روز عزاست و روز شادی و سرور نیست .یك نمونه از استفتئات یاد شده و پاسخ آن به شرح ذیل است:

سماحة‌ العلامة الشیخ الحاج بو محمد كونتا، الخلیفة العام للطریقة القادریة فی السنغال،

السلام علیكم و رحمة الله تعالی و بركاته،

أما بعد فإنه نظرا إلی أن الیوم العاشر من شهر المحرم الحرام هو الیوم الذی أستشهد فیه سبط الرسول الأكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) الإمام الحسین بن علی بن أبی طالب (ع) فی السنة 61 الهجریة، و إلی أن المسلمین كلهم یحبون آل الرسول(ص) و یكنون لهم إحتراما خاصا، فهل یجوز للمسلمین أن یحیوه بالأفراح التی نراهم یقومون بها فی مثل هذا الیوم فی كل سنة، أفیدونا أفادكم الله تعالی.

یوم الخمیس 26 رمضان 1427

 

متن پاسخ استفتاء یاد شده:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله الذی بنعمته تتم الصالحات والصلاة و السلام علی أشرف خلقه سیدنا محمد بن عبد الله و اله الطاهرین و أصحابه الهداة المیامین.

و بعد:

السلام علیكم و رحمة الله تعالی و بركاته

إن لیوم عاشوراء من شهر المحرم الحرام من الأهمیة ما لا یخفی علی أحد من المسلمین، حیث أنه یمثل أكبر مأساة انسانیة عرفها التاریخ البشری، و ذلك لإستشهاد سبط الرسول(ص) سیدنا الحسین بن علی بن ابی طالب.

و علی هذا لا ینبغی أن یكون هذا الیوم یوم فرح و إحتفال، بل یجب علی المسلمین أن یخلدوه بكل ما یستحقه من خشوع و تضرع إلی العلی القدیر و صلوات علی رسول الانسانیة سیدنا محمد صلی الله علیه و آله و صحبه و سلم.

السلام علیكم و رحمة الله و بركاته

الحاج مام بو محمد كنت

AL HAJJ MAME BOU MOHAMMAD KOUNTA

                         

      تدوین و نگارش: عباس معتقدی




جمعه 22 مرداد 1389

حلول ماه رمضان مبارك باد

جمعه 22 مرداد 1389

نوع مطلب :
نویسنده :عباس معتقدی

 

"خطبه شعبانیه پیامبر اکرم(ص)"


پیامبر خدا(ص) در روز جمعه آخر ماه شعبان که در آستانه ورود به ماه رمضان بودند، خطبه ای درباره  وی‍ژگی ها و برکات ماه مبارک رمضان ایراد نمودند. این خطبه از سوی امام هشتم علی بن موسی الرضا(علیه السلام) به شرح ذیل روایت شده است:


عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله خَطَبَنَا ذَاتَ یَوْمٍ فَقَالَ:


 أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَیَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَیَّامِ وَ لَیَالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیَالِی وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.


ای مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما رو کرده است.
ماهی که نزد خدا، بهترین ماههاست و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعتهایش بهترین ساعتهاست.


هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُکُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُکُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ بِنِیَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ یُوَفِّقَکُمْ لِصِیَامِهِ وَ تِلَاوَةِ کِتَابِهِ.


ماهی که در آن شما را به مهمانی خدا دعوت کرده اند و شما در آن از اهل کرامت خدا شده اید. نفسهای شما در آن ثواب تسبیح و ذکر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
اعمال شما در آن پذیرفته است و دعاهای شما مستجاب، پس، از پروردگار خویش با نیت های راستین و دلهای پاک، بخواهید که توفیق روزه این ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنایت فرماید.


 فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِکُمْ وَ مَسَاکِینِکُمْ وَ وَقِّرُوا کِبَارَکُمْ وَارْحَمُواصِغَارَکُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَکُمْ.


پس شقی و بدبخت، آن کسی است که در این ماه بزرگ، از آمرزش خدا بی بهره شود. در این ماه باگرسنگی و تشنگی خود، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را بیاد آورید. به فقیران و درماندگان کمک ویاری کنید.


به پیران و کهنسالان احترام و به کودکانتان ملاطفت و مهربانی نموده و با خویشاوندان رفت و آمد داشته باشید.


وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا یَحِلُّ النَّظَرُ إِلَیْهِ أَبْصَارَکُمْ وَ عَمَّا لَا یَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَیْهِ أَسْمَاعَکُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَیْتَامِ النَّاسِ یُتَحَنَّنْ عَلَى أَیْتَامِکُمْ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکُمْ.


 زبان خود را از گفتار ناشایست نگاه دارید. دیدگان خود را از دیدن ناروا و حرام بپوشانید و گوشهای خود را از شنیدن آنچه نادرست است، باز دارید. با یتیمان مردم مهربانی کنید تا بعد از شما با یتیمان شما مهربانی کنند. از گناهان خود به سوی خدا توبه و بازگشت کنید.


وَ ارْفَعُوا إِلَیْهِ أَیْدِیَکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَوْقَاتِ صَلَاتِکُمْ‏فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ یَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ یُجِیبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ یُلَبِّیهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ یُعْطِیهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ یَسْتَجِیبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.


 در اوقات نماز، دستهای خود را به دعا بردارید، زیرا که وقت نماز بهترین ساعتهاست و در این اوقات، حق تعالی با رحمت، به بندگانش می نگرد و اگر با او مناجات کنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا کنند لبیکشان گوید و اگر از او بخواهند عطا کند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.


 أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَکُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِکُمْ فَفُکُّوهَا بِاسْتِغْفَارِکُمْ وَ ظُهُورَکُمْ ثَقِیلَةٌ مِنْ أَوْزَارِکُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا یُعَذِّبَ الْمُصَلِّینَ وَ السَّاجِدِینَ وَ أَنْ لَا یُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ.


 ای مردم! جانهایتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج کنید. پشت شما از بار گناهان سنگین است، پس با طولانی کردن سجده ها، آن را سبک گردانید و بدانید که حق تعالی به عزت خود سوگند یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کنندگان در این ماه را عذاب نکند و در روز قیامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.


 أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْکُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِی هَذَا الشَّهْرِ کَانَ لَهُ بِذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ، قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَیْسَ کُلُّنَا یَقْدِرُ عَلَى ذَلِکَ فَقَالَ ص اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاء.ٍ


 ای مردم! هرکه از شما روزه دار مؤمنی را در این ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان گذشته  اش را خواهد داشت.


برخی از اصحاب گفتند: یا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نیستیم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهیزید اگرچه به نصف دانه خرما و یا به یک جرعه آب باشد.


أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْکُمْ فِی هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ کَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ خَفَّفَ فِی هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَکَتْ یَمِینُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَیْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ کَفَّ فِیهِ شَرَّهُ کَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ أَکْرَمَ فِیهِ یَتِیماً أَکْرَمَهُ اللَّهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ.


 ای مردم! هرکس اخلاق خود را در این ماه نیکو کند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز که قدمها، بر آن بلغزد. هرکس در  این ماه کارهای غلامان و مستخدمان خود را سبک گرداند، خدا در قیامت حساب او را آسان کند.
 هرکس در این ماه از آزار رساندن به مردم خودداری کند، حق تعالی، روز قیامت،خشم خود را از او بازدارد.


 هرکس در این ماه یتیم بی پدری را گرامی دارد، خدا او را در قیامت عزیز گرداند.


 وَ مَنْ وَصَلَ فِیهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِیهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِیهِ بِصَلَاةٍ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّى فِیهِ فَرْضاً کَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّى سَبْعِینَ فَرِیضَةً فِیمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ.


 هرکس در این ماه صله رحم کند و با خویشان بپیوندد، خدا او را در قیامت به رحمت خود واصل گرداند و هرکس در  این ماه رابطه اش را با خویشان خود قطع کند،خداوند در قیامت رحمت خود را از او دریغ نماید.
 هرکس در این ماه نماز مستحبی بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و کسی که نماز واجبی بجا آورد، خداوند  ثواب هفتاد نماز واجب در ماههای دیگر را به او عطا کند.


 وَ مَنْ أَکْثَرَ فِیهِ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَیَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِیزَانَهُ یَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِینُ وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیَةً مِنَ الْقُرْآنِ کَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ.


هرکس در این ماه بسیار بر من صلوات فرستد، خداوند کفه سبک اعمال او را سنگین گرداند.


وهرکس که در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثواب کسی را دارد که در ماههای دیگر قرآن را ختم کرده باشد.


 أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِی هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُغَلِّقَهَا عَنْکُمْ وَ أَبْوَابَ النِّیرَانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُفَتِّحَهَا عَلَیْکُمْ وَالشَّیَاطِینَ مَغْلُولَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُسَلِّطَهَا عَلَیْکُمْ.


 ای مردم! درهای بهشت در این ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهید که آنها را بر روی شما نبندد.


و درهای جهنم در این ماه بسته است، از خدا بخواهید که آنها را بر روی شما نگشاید.
شیاطین در این ماه در غل و زنجیرند. از خدا بخواهید که آنها را بر شما مسلط نگرداند.


 قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَقُمْتُ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ؟ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ.


 علی علیه السلام می فرماید: در این حال از جا برخاسته و عرض کردم، ای پیامبر خدا! برترین اعمال در این ماه چیست؟ حضرت فرمود: ای ابا الحسن! برترین اعمال در این ماه پرهیز از محرمات است.


(وسائل ‏الشیعة ج 10 /ص 314)


اعمال ماه مبارک رمضان




یکشنبه 23 خرداد 1389

ماه رجب مبارك باد

یکشنبه 23 خرداد 1389

نوع مطلب :
نویسنده :عباس معتقدی

ماه رجب

ماه رجب ماه عبادت و نیایش و از ماه های مبارک است . در این ماه ، میلاد با سعادت امامان بزرگ مسلمانان ، حضرت امام محمد باقر ، امام محمد تقی ، حضرت علی ( علیهم السلام ) و عید مبعث پیامبر گران قدر اسلام ( صلی الله علیه و آله و سلم ) واقع شده است .در این ماه  بسیاری از خدا جویان به ویژه جوانان پاک سرشت در ایام البیض یعنی روز های سیزده هم تا پانزدهم این ماه در مساجد جامع به اعتکاف می پردازند و ضمن روزه داری و نیایش به درگاه حضرت احدیت، زاد و توشه ای برای جهان پس از مرگ خویشتن فراهم می آورند و در این سه روز ، از دنیا و تعلقات آن فاصله می گیرند . چنانچه نگاهی به متن احادیث و روایات در باره این ماه بیاندازیم و دست کم به کتب ادعیه از جمله کتاب با ارزش مفاتیح الجنان مراجعه کنیم، مشاهده می کنیم برای این ماه برنامه های ویژه ای در نظر گرفته شده است . دعا های رسیده از پیشوایان ما در این ماه صفحه تازه ای را به روی ما برای تقرب به خدا گشوده اند و جان های تشنه ما را به سوی چشمه های زلال معارف رهنمون گردیده اند . از جمله عبادات در این ماه ، روزه است که در برخی از ایام این ماه بیشتر بدان سفارش شده است . همچنین ذکر گفتن و به یاد خدا بودن از عبادت های دیگر در این ماه است . در روایتی وارد شده است که هر کس در این ماه هزار مرتبه ذکر  شریف ( لا اله الاّ الله ) را بگوید ؛ خداوند از برای او یکصد هزار حنسنه در نامه اعمال وی ثبت می فرماید و یکصد شهر در بهشت برای او بنا می کند . پس اگر خداوند توفیق برخی از این عبادت ها را در این ماه به ما داد ، باید تلاش کنیم تا ثواب به دست آورده را با گناهان دیگر نابود نکنیم و در حفظ دست آورد های این ماه و دو ماه آینده یعنی ماه های شعبان و رمضان بکوشیم . ان شاء الله

اعمال ماه مبارک رجب




جمعه 24 اردیبهشت 1389

تسلیت ایام فاطمیه

جمعه 24 اردیبهشت 1389

نوع مطلب :
نویسنده :عباس معتقدی

ایام غمبار فاطمیه و سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا دخت رسول خدا(ص) بر امام عصر(عجل الله فرجه) و همه دوستداران خاندان ولایت و امامت تسلیت باد

غضب حضرت فاطمه (س) غضب خدا و پیامبر او :

در همه منابع مهم روایی شیعه و در بسیاری از صحاح و مسانید معتبر اهل سنت از جمله کتب : صحیح بخاری ، صحیح مسلم ، صحیح ابو داود ، مسند احمد ابن حنبل ،صحیح ترمذی ، کنز العمال ، حلیة الاولیاء ، مستدرک الصحیحین ، و چند کتاب معتبر دیگر از اهل سنت ، روایتی با تعابیر مختلف ، اما مفهوم نزدیک به هم از پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) نقل شده است که :  « فاطمه پاره تن من است پس هر کس او را غضب ناک کند مرا غضب ناک کرده است . » و  نیز با تعبیر دیگری آمده است : « فاطمه پاره تن من است  . خوشحال میکند مرا آنچه او را خوشحال می کند .» و نیز  «  همانا فاطمه پاره تن من است و هر چه باعث اذیت و آزار او شود ؛ باعث آزار من استو نیز خطاب به حضرت فاطمه فرموده است : « به درستی که خداوند به خاطر غضب تو ، غضب می کند و به خاطر رضایت و خوشنودی تو خوشنود می شود

مرحوم آیة الله سید مرتضی فیروز آبادی در صفحه ۱۸۷ از جلد سوم  کتاب « فضائل الخمسة من الصحاح الستة‌» که روایات فضایل و مناقب اهل بیت عصمت و طهارت  ( علیهم السلام ) را از کتب حدیث اهل سنت ، در آن کتاب ارزشمند ، گرد آوری نموده است  ؛ می گوید : شگفت آور است که این روایات تصریح دارد که غضب حضرت فاطمه ، باعث غضب خدا و پیامبر خدا می شود و در عین حال بخاری در صحیح خود که به مثابه نهج البلاغه شیعه پس از قران است ؛ در کتاب خمس از صحیح بخاری ، آورده است که فاطمه دختر پیامبر خدا ( علیها السلام ) نسبت به ابی بکر غضب نمود و از او کناره گیری کرد و دوری فاطمه تا زمان وفات آن حضرت ادامه داشت . و همچنین بخاری در باب غزوه خیبر روایت کرده است ؛ که فاطمه بر ابی بکر خشمناک شد و از وی دوری کرد و با وی سخن نگفت تا از دنیا رفت . و نیز در کتاب فرایض از صحیح بخاری ، روایت کرده است که : فاطمه ( علیها السلام ) از ابا بکر دوری نمود و با وی سخن نگفت تا از دنیا رفت . همچنین در صحیح مسلم و ترمذی نیز اقوالی به این مضمون وارد شده است .همچنین در کتاب السیاسة و الامامة ابن قتیبه ص ۱۴ ضمن نقل حدیث مفصلی از ملاقات ابوبکر و عمر با فاطمه زهرا ( علیها السلام ) در خانه امیر المؤمنین ( علیه السلام )  پس از  نقل حدیث از حضرت فاطمه ( س ) و اعتراف عمر و ابو بکر مبنی بر اینکه آن حدیث را از پیامبر خدا شنیده اند ؛ نقل میکند که : حضرت فاطمه خطاب به آن دو نفر فرمودند : پس من ، خداوند و فرشتگان خدا را به شهادت می طلبم که شما دو نفر مرا خشمناک نمودید و مرا خوشنود نکردید و اگر پیامبر خدا را ملاقات کنم شکایت شما را نزد آن حضرت می برم . پس ابوبکر گفت : پناه می برم به خدا از غضب او و غضب تو ای فاطمه ... و فاطمه می فرمود: به خدا پس از هر نمازی که می خوانم بر تو نفرین می فرستم . 

 فابل ذکر است که  مخفی بودن قبر حضرت فاطمه (س ) دلیل و سند معتبری است بر این که آن حضرت از خلیفه وقت راضی نبوده و مورد اذیت و آزار وی قرار گرفته است .

 و اما اهل سنت این واقعیت را پذیرفته اند ولی مانند بسیاری از حقایق دیگر ، به ابزار توجیه و مغالطه روی آورده اند و می گویند در صورتی غضب فاطمه غضب خدا و رسول اوست که غضب وی بر حق باشد اما غضب فاطمه برحق نبوده و برای دریافت ارث خود بوده است در حالی که بنا بر حدیث نقل شده از رسول خدا (ص ) ، ارث به وی تعلق نمی گرفته است . این توجیه بی اساس در جای خود پاسخ داده شده است و اجمال آن اینکه : اولا  حدیث های یاد  شده مطلق است و قید حق یا باطل ، ندارد و ثانیا حدیث عدم ارث گذاشتن پیامبران ، جعلی است و ناقل آن برای اولین بار فقط ابوبکر ابن ابی قحافه بوده است و علاوه بر این  حدیث یاد شده با آیات شریفه قرآن کریم در باب ارث تعارض دارد . و ثالثا حضرت  فاطمه با آن همه فضایل که حتی کتب معتبر اهل سنت نیز نتوانسته اند از آن ها چشم پوشی کنند ؛ چگونه ممکن است از روی باطل  چیزی را درخواست  کند که حق او نیست ؟

منبع: شیعه نت

http://shia12.org/fa/default.asp




  • کل صفحات: 9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...